بهداشت عمومی علوم پزشکی کرمانشاه
مطالب مرتبط با بهداشت عمومی و بهداشت محیط و خانواده و دست نوشته های شخصی
برای خواندن ادامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید کمک نکنه احتمالا بیفتم کردنی بعلاوه درس باکتری هم اوضاعش مشابه حشره هست کلا با این جور درسا زیاد حال نمیکنم چون همش حفظ کردنی هست در عوض درس اپیدمیولوژی بیماریهای شایع رو عالی دادم چون همش تحلیلی و نمودار و تفسیر و فکری بود اصلا باهاش حال کردم درس باید فهمیدنی باشه نه حفظی!!!!!!!!!! خلاصه اینکه این ترم احتمالا حشره و باکتری رو میفتم البته اگه خدا کمک کنه برام دعا کنین که نیفتم میروم تا دل غمگین تو را شاد کنم دل غمگین تو را ز غصه آزاد کنم میروم با همه غصه و تنهایی خود غم تنهایی خود به عالم آواز کنم از اونجایی که مطالب بهداشت عمومی وسعت زیادی داره و حدود یک سال از عمر این وبلاگ میگذره دوست دارم این وبلاگ گروهی اداره بشه پس از علاقه مندان دانشجوی بهداشت(عمومی حرفه ای محیط) دعوت به همکاری در نوشتن مطالب این وبلاگ میشه برای این کار آدرس ایمیل نام و رشته و دانشگاه خودتونو توی نظرات خصوصی اعلام کنید تا در اسرع وقت براتون یوزر درست کنم موفق باشید یه مدتی هست که بخاطر امتحانات آپ نمیکنم امتحانام سخت و فشرده هست و فقط قصد قبولی رو دادم نه نمره خوب مخصوصا در درس حشره شناسی پزشکی و باکتری و ویروس شناسی موفق و موید باشید خدا نهدار میخوام در مورد بهداشت عمومی صحبت کنم در مورد بی مهری هایی که نسبت بهش شده و میشه و خواهد شد در مورد اینکه اکثر پست های بهداشتی متعلق به پزشکان عمومی هست در مورد بی اهمیتی مسولان مربوطه در مورد اینکه چرا اکثر بچه های مبارزه میرن حرفه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینکه چرا در مقطع کارشناسی عمومی کار زیاد نیست!!!!! اینکه هدف از تربیت نیروی بهداشت عمومی چیه؟ و ....................... در مورد بی اهمیتی مسولان نسبت به بهداشت عمومی باید بگم که: ۱- چون اکثر مسولان بهداشتی پزشک عمومی تشریف دارن و طی دوره عمومی فقط در قالب ۱۰ واحد درس بهداشت رو اونم بطور خلاصه و چکیده و نه کامل گذراندند و اصلا دید بهداشتی ندارند و نبایدم داشته باشند چون ۷ سال فقط برای درمان و اصول درمان کردن یاد گرفتند نه پیشگیری از بیماری !!! پس با اصول پیشگیری آشنایی ندارن و نباید هم داشته باشن حیطه کاری یک پزشک محدود به مطب و یک فرد بیمار هست یعنی یک پزشک طرف حسابش یک فرد بیمار هست که نیاز به درمان داره در صورتی که حیطه کاری بهداشت عمومی فراتر از مطب و یک فرد بیمار بلکه یک جامعه و همه افراد بخصوص افراد سالم و در معرز خطر و برنامه ریزی برای ارتقای سطح زندگی و سلامت روان و رفتار و آموزش بهداشت و برنامه ریزی برای پیشگیری از بیماری های مزمن و عفونی هست!!!! وقمی مثلا یک پزشک عمومی به عنوان ریس شبکه بهداشت یک شهر تعیین میشه طبیعتا نباید انتظار داشت که بتونه از لحاظ بهداشتی سیستم رو بهتر کنه بلکه یک کمک بسیار خوب برای پزشکان اون شهر میشه و انرژی خودش رو بیشتر در مراکز درمانی مثل بیمارستانها و درمانگاه ها صرف میکنه نه آموزش بهداشت و پیشگیری که طبیعیه چون ۷ سال فقط با دید درمانی آموزش دیده نه با دید پیشگیری به همین دلیل نمیتونه نسبت به یک بیماری به اندازه بهداشت عمومی دید پیشگیری داشته باشه و میزار اون بیماری شیوع پیدا کنه و بعد درمان رو شروع میکنه در صورتی که پیشگیری بهتر از درمان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در مورد دومی یعنی بی اهمیتی مسولان نسبت به بهداشت عمومی همین بس که بدونید بهر اندازه ای که بهداشت عمومی رشد داشته باشه و بهش توجه کافی بشه و برنامه ریزی انجام شه و آموزش بهداشت بطور وسیع انجام بشه درآمد پزشکان محترم هم کمتر و کمتر میشه!!!!! بهمین دلیل لازمه که پست های بهداشتی به دست پزشکان بیفته که کنترل لازم رو داشته باشن دیگه بیشتر از این نمیتونم در این مورد توضیحبدم چون ممکنه .... ولی اگه یکم فکر کنید خودتون متوجه میشید و پرتقال فروش رو پیدا میکنید!!! در مورد سومی یعنی تغیییر رشته مبارزه به حرفه ای باید یگم که دیگه اینقدر زدن توی سر بهداشت عمومی که حتی دانشجویان مبارزه با بیماریها هم رغبت و انگیزه ای برای ادامه تحصیل توی این رشته رو ندارن و چون میدونن آینده شغلی خوبی نخواهند داشت و میرن حرفه ای چون کنکورش خیلی راحت تر از عمومی هست و چون بازار کار بسیار خوبی داره بنابرین شاید اکثرا بدون اینکه نسبت به حرفه ای علاقه و میل داشته باشن فقط و فقط و فقط بدلیل بازار کار و اینده شغلی مناسب و کنکور نسبتا راحت و ظرفیت نسبتا بالا میرن حرفه ای امتحان میدن اینو آمار نشون میده و فقط و فقط کسانی که به بهداشت عمومی علاقه دارن ادامه میدن با وجود اینکه میدونن چه اینده ای دارن!!!!!!!!! در مورد چهارمی هم اگه توضیحات اول و دوم رو بخونید متوجه میشید چرا در مقطع کارشناسی بهداشت عمومی بازار کار خوبی نداره چون جایی نیست که بخواد فعالیت کنه مگه جاهای پایین و خلاصه عرض کنم که جاهایی که دستش برای کارهای لازم به جایی بند نیست در واقع توی بازار کار مدرک کاردانی مبارزه با بیماری ها با مدرک کارشناسی بهداشت عمومی تقریبا هیچ فرقی نداره تازه مدرک کاردانی بیشتر بازار کار داره تا عمومی!!!!! از عجایب خلقت !!! یعنی کسی که میره ۲ سال اضافه تر درس میخونه فرقی با کاردانی نداره و تازه بعضی اوقات پایین تره!! تازه این وسط بهورزان هم هستند (بهورز به کسی میگن که سواد دانشگاهی نداره و فقط طی یکسری دوره های آموزشی ای که یک کارشناس بهداشت عمومی!!!!! مدرسش هست و برگزارش میکنه شرکت میکنه و بعد در خانه های بهداشت روستایی کار میکنه) که با کاردانهای مبارزه در رقابتند!!!! و حتی در مواقعی اونا رو سرخ میکنند!!!!!!!!!!!! و اما در مورد پنجمی : خدا وکیلی یه سوال از مسولین وزارت بهداشت دارم هدف از تربیت نیروی بهداشت عمومی چیه؟ اینه که یکی بره ۴ سال درس بخونه و بعد بیاد بشینه خونه؟ یا بره جایی کار کنه که ارتباطی با رشته تحصیلیش نداره؟ یا جایی که در شان و منزلتش نیست کار کنه؟ چرا؟؟؟ چون عمومی خونده؟ خوب اگه اینجوریه چرا بیخودی وقت و هینه و سرمایه ملی رو به هدر بدیم و بیامی ۴ سال کارشناس بهداشت عمومی تربیت کنیم ها؟ انرژی خودمونو روی بهورز های گرامی بزاریم و اونا رو به جای بهداشت عمومی به جامعه معرفی کنیم و کارها رو بدست اونا بدیم؟ بهتر نیست؟ دیگه نیازی نیست کارشناس بره ۴ سال اصول پیشگیری و اپیدمیولوژی و خلاصه آموزش بهداشت و دارو شناسی و مدیریت و تغذیه و... بخونه بعد ۴ سال بیاد مرکز بهداشت کارش صبح تا شب این یشه که واکسن برای مردم بزنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در صورتی که اصول مصون سازی و واکسیناسیون فقط و فقط یک درس ۱ واحدی در مقطع کاردانی هست که بچه ها میگذرونن و این فقط شامل کاربرد یکی از دروس بهداشت عمومی در جامعه میشه به عبارتی همه واحد ها یک طرف و واکسیناسیون هم یکطرف!!!!!!!!!!!! تازه الان مسولیت مبارزه با بیماریها(بخونید فقط واکسیناسیون!!!! کاردان یا کارشناس بهداشت محیط یا کاردان مامایی یا .. هستش !!!!!! خلاصه اینکه رسالت کارشناسی بهداشت عمومی چیه؟ فقط واکسن زدن و نظارت بر کار بهورز و تدریس دوره های بهورزیه؟ همین!!!! در صورتی که یک کارشناس بهداشت عمومی علاوه بر اینها خیلی کارهای دیگه هست که میتونه انجام بده مثلا یکی از کارهای اساسی بهداشت عمومی سلامت روان هست یعنی سلامت رفتار مردم یک جامعه-برنامه ریزی برای ارتقای سطح رفتاری مردم در زندگی-آموزش مهارتهای روانی در زندگی!!- مشاوره روانی به مردم در مراکز- آشنا سازی مردم با اختلالات روانی پیشگیری از بروز مشکلات روانی برای مردم جامعه- سالم سازی روانی جامعه خدا وکیلی کدوم اینا انجام میشه؟ این هم فقط یکی دیگه از کارهایی بود که کارشناس بهداشت عمومی میتونه انجام بده ولی ...... ادامه بحث رو توی یه پست دیگه میگم فعلا خدا نگهدار نظر یادتون نره حدودا يك ماه ديگه امتحانات پايان ترم شروع ميشه و حدود سه ماه ديگه كنكور ولي من هنوز هيچ كدومو نخوندم خودمم نميدونم دارم چيكار ميكنم واقعا نميدونم ميخوامبخونم و لي نميشه امسال اميد به قبولي ندارم ازدواج يکي از اساسي ترين و مطلوب ترين نياز هاست.انسان براي بقاء و تداوم زندگي يکسري نيازهاي جسماني وفيزيولوژي مانند نياز به آب ،غذا،جنس مخالف و ... دارد و ازنظر رواني نياز به ايمني ،محبت، عزت نفس و... دارد براي اينکه بهداشت وسلامت جسمي ورواني انسان تأمين شودلازم است که بنحو مطلوب ودر زمان مناسب به برآورده ساختن نيازهايش اقدام کند مثلاً براي تأمين سلامت جسمي تنها پر کردن شکم کافي نيست بلکه استفاده از تمام گروههاي غذايي به نسبت مورد نياز ضروري بنظر ميرسدو تمام گروهها اعم از نان، غلات، لبنيات، پروتئين و... بايد در سبد غذايي خانوار گنجانده شود.بنابراين کيفيت غذاها از نظر ارزش غذايي وسالم بودن حائز اهميت است.براي تأمين بهداشت وسلامت رواني داشتن فردي که بتواند بعنوان حامي، همدل ،همراز وهمسر باشد از اهميت زيادي برخوردار است . و همهي اين شرايط را ميتوان در يک ازدواج منطقيواصولي مهيا کرد پس لازم است در زمان مناسب به اين نياز بنيادي که موجب آرامش جان وانبساط خاطر است وشرط لازم براي کمال وکامل شدن است بنحو مطلوب پاسخ گفت . سن ازدواج وهنگامه آن بستگي به شرايط وموقعيت فردي دارد و بطور کلي ميتوانيم بگوئيم که هنگامي که فرد از نظر جسماني(که با ترشح هورمونهاي جنسي در خون و رشد ونمو بدني وتغييرات جسمي آغاز ميشود) ازنظر شناختي (کفايت عقلاني ،توانايي ارزيابي مسائل،استقلال فکري، وهمچنين کسب مهارتهاي زندگي)از نظر رواني اجتماعي (رشد عاطفي، توانايي محبت کردن ومورد محبت واقع شدن ،توانايي برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ودرک اين موضوع که هر انساني بخاطر داشتن ويزگيهاي ژنتيکي و محيطي متفاوت، منحصر بفرد است) به بلوغ مي رسد زمان مناسبي است که به اين پيوند مقدس وپر رمز و راز بيانديشد پيوندي که آرامشگر جان وتضمين کننده سلامت روان است و براي اينکه اين بستر فراهم شودبايد در انتخاب همسر که يکي از مهمترين وبنياديترين انتخابهادر زندگي است دقت کافي مبذول داشت هماهنگي وهمسويي داوطلبان ازدواج در همهي زمينهها از جمله تحصيلات ، سن، اعتقادات، طبقه اجتماعي واقتصادي، خصوصيات اخلاقي،سلامت وپاکي نفس،سلامت رواني وتعادل عاطفي و....بسيار حائز اهميت است که البته نه بطور آرماني بلکه بصورت واقعي ومنطقي بايد مد نظر قرار داده شود علاوه بر همسويي در جهات مختلف که مطرح شد وجود علاقه ومحبت بين طرفين نيز بعنوان يک نياز اساسي مطرح است چرا که ممکن است همه شرايطتناسب و هماهنگي رعايت شود ولي علاقهبين داوطلبان ازدواج وجودنداشتهباشدوهرچندکه درزندگي تفاهم داشته باشند وپدر ومادر خوبي شوند ولي مسلماً بهداشت رواني آنها تأمين نشده وهمين مسأله موجب ارضاء نشدن نياز عاطفي زوجين شده و اين عدم رضايت کم کم منجر به ايجاد مشکلات روحي ورواني مثل اضطراب ،افسردگي و سرخوردگي در فرد مي گردد و هدف اصلي ازدواج را که همان رسيدن به آرامش وکمال است تأمين نمي کند پس وجود علاقه براي يک ازدواج مطلوب وحساب شده شرط لازم وضروري است داوطلبان ازدواج مي توانند با احراز همسويي وهماهنگي در زمينههاي ياد شده در اولين فرصت اقدام به ازدواج نمايند و به اين طريق طبيعيترينوبحقترين نيازخود را پاسخ دهند.
ادامه مطلب
از امتحان تئوریش هم میترسم کلا از حشره میترسم
چون سخته و حفظ ![]()



) در بعضی از مراکز به عهده یک 



