
از آنجا که به احتمال نزديک به يقين، علت اصلى تب روماتيسمى عفونتهاى استرپتوکوکى گلو است، با تشخيص به موقع اين عفونت و درمان درست و کافى آن مىتوان از پيدايش تب روماتيسمى جلوگيرى کرد که توضيح آن در جدول (روش درمانى در پيشگيرى اوليه) آمده است و در اينباره هميشه نبايد در انتظار شواهد آزمايشگاهى بود.
تب روماتيسمى
تب روماتيسمى يک بيمارى التهابى است که بازماندهٔ ديررس و غيرچرکى عفونت استرپتوکوکى گروه A در گلو مىباشد. آسيب اصلى آن در بافت همبند ايجاد مىشود و قلب، مفصلها، رگها ــبه ويژه رگهاى کوچکــ و پوست، اندامهائى هستند که بيشتر آسيب مىبينند و به ريه و کليه لطمهٔ بسيار کمترى وارد مىشود.
ویروس عامل بیماری اچ.آی وی است که به محض ورود به اورگانیسم بدن این ویروس به گلبولهای سفید که نقش دفاعی بدن را بازی ميکنند و ما را در برابر بيماری ها حفاظت ميکنند , حمله می کنند و بسیار سریع شروع به زیاد شدن می کنند و کم کم تمامی نیرو و استقامت بدن را از بین می برند
به طوری که بیمار شاید تنها از یک بیماری ساده مانند سرما خوردگی بمیرد بنابرین خود ویروس به تنهایی موجب مرگ بیمار نمی شود بلکه با ناتوان کردن سیستم دفاعی فرد آلوده موحب مرگ می شود
ولی باید این را خاطر نشان کنیم که این ویروس بسیار ضعیف بوده و تنها در شرایط خاصی قادر به حیات است ولی وای به زمانی که ویروس وارد بدن انسان شود آن موقع تبدیل به هیولایی غیر قابل مهار خواهد شد که میزبان خود را طي مدتي (بستگی به پیشرفت بیماری و مصرف داروهای بیشگیری کننده از زیاد شدن ویروس دارد) از پای در خواهد آورد .

قدم دوم: تحولات عفونتی توسط ویروس
پس از آلوده شدن فرد توسط ويروس ایدز مي تواند سالها بدون علايم بيماری سپری شود و در طول اين مدت بيماری بروز نکند اما بعد از اينکه متوجه شديم آلوده به ويروس هستيم بسيار مهم و با اهميت است که توسط يک متخصص و يا يک پزشك تحت نظر قرار بگيريم و از داروهای بخصوصی استفاده کنيم .
تعريف بيماري:
مالارياي انساني كه به نامهاي پالوديسم(Paludism) ، تب حارَه اي، تب نوبه، تب و لرز، تب متناوب و تب جنگل هم ناميده مي شود، يك بيماري عفوني خوني است كه توسط تك ياخته اي از جنس پلاسموديوم (Plasmodium) ايجاد و توسط پشه هاي جنس آنوفل(Anopheles) منتقل مي گردد.
علائم مالاريا (Paroxysm) :
علامت متداول بيماري تب شديدي است كه همراه با ساير علائم مربوطه (لرز ، عرق) براي مدت 5 تا 8 ساعت ادامه يافته و سپس هر 2 يا 3 روز يكبار باز مي گردد. هر يك از اين حملات، نيروي بيمار را به شدت تحليل برده و باعث كاهش شديد فعاليت هاي بيمار در طي دوران بيماري مي گردد. حملات اوليه مالارياي حاد حداقل 2 هفته يا بيشتر طول مي كشد و در اثر ابتلاهاي مكرر و همراه با پيشرفت بيماري ، كم خوني و بزرگي طحال حادث شده كه در اكثر بيماران در طي يك يا دو هفته بعد از حمله اوليه مي توان آنرا لمس نمود. در صورتيكه عامل ابتلا انگل گونه فالسيپارم باشد مي تواند منجر به گلومرولونفريت ، افزايش شديد پارازيتمي، پديده جداسازي مويرگي (Sequestration)، گيجي ، تشنج ، كاهش فشارخون ، ادم ريوي، علائم گوارشي (مثل استفراغ ، دردهاي شكمي ، اسهال ، خونريزي روده اي) ، سندرم نفروتيك، كولاپس گردش خون، سيانوز و مرگ شود.
دوره نهفتگي بيماري(Incubation Period) بطور معمول از 9 تا 30 روز متفاوت است و ممكن است تا چندين ماه طول بكشد. گونه هاي پلاسموديوم ويواكس در مناطق معين جغرافيايي دوره نهفته طولاني و بيشتر از 10 ماه دارند.
1 يا 2 روز قبل از شروع علائم تعداد كمي انگل در گردش خون ظاهر مي شوند سپس با افزايش تعداد انگلها ، علائم مختلف شروع به تظاهر مي كنند كه عبارتند از سردرد ، خستگي ، دردهاي مبهم در عضلات و استخوانها و مفاصل ، احساس لرز و تب كه بدليل شبيه بودن علائم با بيماريهاي ويروسي مثل سرماخوردگي و آنفلوانزا(Influenza) بخصوص در مناطق غير آندميك تشخيص را بر مبناي اين بيماريها مي گذارند. در طي چند روز آينده وقتي كه تعداد انگلها در خون به حد كافي رسيد علائم مالاريا بروز مي نمايد
علايم متداول مالاريا در بين مراجعين به Virtual Naval Hospital در آمريكا
ابتدا الگو هاي تب بصورت منظم نيست ولي بعدا در صورتي كه دوره هاي شيزوگوني همزمان شود رفته رفته اين الگو ها حالت منظمي را به خود مي گيرد كه به آنSynchronized مي گويند. بطور كلي يك حملة مالاريا شامل مراحل زير است:
1- مرحله سرما (Cold Stage ) : ناگهاني شروع مي شود. بيمار شديداً احساس كسالت نموده، دچار سردرد و دردهاي استخواني شده و تمام بدن با سرماي شديد و غير قابل تحملي به مدت 1 ساعت شروع به لرز مي نمايد.
2- مرحله گرما ( Hot Stage ) : با بالا رفتن دماي بدن به حدود 40 تا 41 درجه سانتيگراد لرز متوقف شده و تب شديدي بدن را فرا مي گيرد كه مدت 1 تا 2 ساعت اين وضعيت ادامه دارد . دورة تب بر حسب گونه هاي مختلف پلاسموديوم متفاوت و به صورت زير مي باشد.
- تب 3 به 1 : حملات تب يك روز درميان روي مي دهد. عامل آن پلاسموديوم اووال ، ويواكس و فالسيپارم ميباشد.
- تب 4 به 1 : حملات تب دو روز درميان و توسط پلاسموديوم مالاريه ايجاد مي گردد.
3- مرحله تعريق ( Sweating Stage ) : پس از گذشت 1 تا 2 ساعت از شروع تب ، بيمار شروع به عرق نمودن كرده كه در پايان اين مرحله و با گذشت 5 الي 8 ساعت از شروع تب ، درجه حرارت بدن به حد طبيعي باز مي گردد، بيمار خسته اما بدون علامت است و تا شروع مرحلة بعدي احساس آرامش مي كند.
تشخيص مالاريا:
1- آزمايش ميكروسكپي نمونه هاي خون :
با وجود اينكه در زمينه تشخيص آزمايشگاهي بيماري مالاريا به موازات ساير مطالعات تحقيقات زيادي انجام گرفته است و روشهايي بر مبناي سرولوژيك پيشنهاد شده است ولي تهيه لام گسترش خون از شخص مشکوک به بيماری و آزمايش ميكروسكپي آن بعد از رنگ آميزی به روش Geimsa يا Wright ساده ترين و دقيق ترين و در نتيجه متداولترين روش تشخيص آزمايشگاهي بيماري و تعيين نوع پلاسموديوم عامل آن است.
2- روشهاي سرولوژي:
استفاده از روشهاي سرولوژيك بخصوص روش فلئورسانت آنتي بادي غير مستقيم و روش هماگلوتيناسيون غير مستقيم بيشتر در برنامه هاي كنترل و بررسي هاي اپيدميولوژي مالاريا استفاده مي شوند. در سالهاي اخير روشهاي سريع از جمله Dipstick در تشخيص مالارياي فالسيپارم استفاده شده است كه اساس آن بر پاية ايمونوكروماتوگرافي و تهيه و ثابت كردن مونوكلونال آنتي بادي بر عليه آنتي ژن Histidine-Rich Protein-2 ( HRP-2 ) و يا آنزيم Lactate Dehydrogenase بر روي نوارهاي نيتروسلولز مي باشد.
براي تشخيص بيماري در افراديكه به تازگي دچار بيماري شده و يا داراي علائم باليني بيماري هستند بدليل يافت شدن انگل در نمونه هاي خون احتياجي به استفاده از روشهاي سرولوژي نمي باشد . ضمناً در افراديكه ابتلا مكرر به مالاريا داشته اند يا در مناطق آندميك مالاريا زندگي مي كنند مثبت بودن تست هاي سرولوژي دليل بر و جود عفونت نمي باشد. ساير روشهاي تشخيص انگل مالاريا DNA Probes ، Antibody detection و1PCR مي باشد.
1- Amplification of parasite-specificate sequences using polymerase chain reaction
موارد مورد لزوم آزمايشات سرولوژي به جاي آزمايش ميكروسكپي :
1- در مواردي كه بيماري مدتها طول كشيده باشد و تعداد انگل در خون به حدي كم باشد كه در آزمايش معمولي ديده نشود.
2- در افراديكه قبل از تشخيص آزمايشگاهي مالاريا تحت درمان قرار گرفته باشند.
3- در بيماراني كه داراي طحال بزرگ بوده و مشكوك به ابتلا به مالاريا مي باشند.
4- براي پيدا كردن حاملين مالاريا.
5- در ارزشيابي برنامه هاي كنترل و ريشه كني بيماري مالاريا
نكته مهم در آزمايشات تحقيقاتي مالاريا در مناطق مالارياخيز:
در بعضي از مناطق مالارياخيز جهان بيماريهاي خطرناكي چون تب هاي خونريزي دهنده مثل ابولا ( Ebola ) ، ماربورگ Marburg ) ( ، لاسا ( Lasa ) و تب خونريزي دهنده كريمه كنگو ) ( Crimean-Congo hemorrhagic fever نيز انتشار دارد كه موجب ابتلا محققين و پرسنل مراكز تحقيقاتي و آزمايشگاهي مالاريا مي گردد. توصيه مي گردد قبل از انجام هرگونه آزمايشي بر روي نمونه هاي خون اين نمونه ها توسط سه روش زير مورد عمليات ويروس زدايي قرار گيرند:
1- تابش اشعه گاما ) g - Irradiation (
2- استفاده از Triton X100
3- استفاده از Methanol
تشخيص افتراقي مالاریا:
بابزيوز ( Babesiosis ) عفونتي است كه در حيوانات و انسان توسط تك ياخته هايي از جنس بابزيا ايجاد مي شود. اشكال خوني و نسجي انگل بابزيا ميكروتي ( Babezea microti ) شبيه به رينگ پلاسموديوم هاي انساني بوده و در مناطق مالارياخيز مي تواند اشتباهاً به جاي پلاسموديوم فالسيپارم تشخيص داده شود.
درمان افراد مبتلا به مالاريا
( Malaria Treatment )
درمان كامل مالاريا نياز به چند روز درمان با چند دارو دارد. جهت درمان ابتدا بايد نوع انگل را تشخيص داد. در مناطق هيپرآندميك و هولوآندميك در صورتيكه آزمايشگاهي براي تشخيص در دسترس نباشد مي توان بيماران را با توجه به علائم باليني و شيوع مالارياي منطقه (با احتمال 50% ابتلا) مستقيماَ درمان نمود.
از آنجاييكه انگل پلاسموديوم داراي 3 فرم آلودگي(مرحلة كبدي هيپنوزوئيت ، مرحلة خوني غير جنسي و گامتوسيت) است، لذا داروهايي كه بكار برده مي شود متنوع بوده و بعضي بر روي يك مرحلة انگل و بعضي بر روي تمام مراحل با تاثيرات كم و زياد اثر مي گذارد. داروهايي كه در درمان مالاريا بكار ميروند مي بايست ضمن موثر بودن برروي انگل ، در دسترس همگان بوده و بيمار قدرت خريد آنرا داشته باشد همچنين خوردن آن براي بيمار و بخصوص بچه ها قابل تحمل باشد و عوارض جانبي زيادي را ايجاد نكند. در زير درمان انواع مالاريا در بزرگسالان و با توجه به شرايط ايران و بر اساس دستورالعمل كشوري مبارزه با مالاريا در سال 1383 ارائه شده است.
درمان مبتلايان به انواع مالاريا بر اساس دستورالعمل كشوري مبارزه با مالاريا در سال 1383
( بر اساس گروه سني بزرگسالان )
1- درمان بالينی و اساسي مبتلايان به پلاسموديوم ويواکس:
Chloroquine phosphate
روز اول 4 قرص ( 600mg) - روز دوم 4 قرص ( 600mg ) ، روز سوم 2 قرص (300mg )
Primaquine phosphate
روزانه 1 قرص ( 15mg ) به مدت 14 روز پس از اتمام درمان كلروکين يا
هفته ايی 3 قرص ( 45mg ) به مدت 8 هفته پس از اتمام درمان كلروکين
نکته مهم : تجويز پريماکين در زنان باردار و کودکان زير 4 سال ممنوع می باشد.
2- درمان اساسی مبتلايان به پلاسموديوم مالاريه:
Chloroquine phosphate
روز اول 4 قرص ( 600mg ) - روز دوم 4 قرص ( 600mg ) ، روز سوم 2 قرص (300mg)
3- درمان مبتلايان به پلاسموديوم فالسيپارم بدون عارضه ( خط اول درمان ):
Chloroquine phosphate
روز اول 4 قرص ( 600mg) - روز دوم 4 قرص ( 600mg) ، روز سوم 2 قرص ( 300mg)
®(Pyrimethamine-sulfadoxine (Fancidar
3 قرص ( 1500mg) در روز اول درمان با کلروکين
Primaquine phosphate
روز سوم 3 قرص( 45mg)
پريماكين در مبتلايان به پلاسموديوم فالسيپارم جهت از بين بردن گامتوسيت ها تجويز مي گردد.
درمان نوع دوم:
کميته مشورتی درمان در مناطق خاص تجويز آرتسونت (Artesunate) و فنسيدار(Fansidar) را جهت درمان مالاريای فالسيپارم بدون عارضه به عنوان خط اول درمان توصيه نموده است. در اين رژيم درمانی بعلت اثر گامتوسيدال داروها نيازی به تجويز پريماکين نمي باشد.
4- درمان مبتلايان به پلاسموديوم فالسيپارم بدون عارضه( خط دوم درمان ):
در صورتيکه درمان خط اول موفقيت آميز نباشد و يا در موارد ممنوعيت مصرف کلروکين ، آرتسونت و يا فنسيدار درمان با داروی خط دوم ، کوارتم (Coartem) شروع می شود. اين دارو ترکيب دو داروی آرتميتر (Artemether) و لومفانترين است.
روز اول: شروع درمان ، 4 قرص - 8 ساعت بعد 4 قرص
روز دوم: 4 قرص
روز سوم: 4 قرص
5- درمان مبتلايان به پلاسموديوم فالسيپارم بدون عارضه( خط سوم درمان ):
در موارد عدم دسترسی ، ممنوعيت مصرف و يا مشاهده ی شکست درمان به دنبال مصرف داروی خط دوم از داروهای خط سوم درمان استفاده می شود.
Quinine sulfate
هر 8 ساعت 600 ميلی گرم به مدت 3 روز
Doxycycline
روز اول هر 12 ساعت 1 کپسول 100 ميلی گرمی ، روز دوم تا هفتم ، روزانه 1 کپسول 100 ميلی گرمی
در زنان باردار ، کودکان و موارد ممنوعيت مصرف داکسی سايکلين از کليندامايسين استفاده شود.
نکته های مهم:
1- درصورت عدم دسترسی به داکسی سايکلين و عدم تحمل آن در افراد بالغ می توان از تتراسايکلين استفاده نمود.
Tetracycline
هر 6 ساعت 250 ميلی گرم به مدت 7 روز
2- در زنان باردار و کودکان زير 9 سال نبايد از تتراسايکلين و داکسی سايکلين استفاده شود.
3- در اين افراد مي بايست از کينين به مدت 3 روز به ميزان 10 ميلی گرم / کيلوگرم وزن بدن هر 8 ساعت و کليندامايسين به مدت 5 روز به ميزان 5 ميلی گرم / کيلوگرم وزن بدن هر 8 ساعت در کودکان و 300 ميلی گرم هر 6 ساعت در بزرگسالان استفاده نمود.
6- درمان مبتلايان به مالاريای فالسيپارم شديد:
IV Quinidine dihydrochloride or IM Quinidine Solution 10%
10mg به ازاي هر كيلوگرم از وزن بدن و حداکثر 500-100 ميليگرم در هر بار تزريق و 2000mg در طي 24 ساعت
روشهاي انتقال مالاريا :
شيوع و انتقال هر نوع مالاريا چه در مناطق اندميك و چه به صورت اپيدميك به عوامل بيشماري مثل نوع و سوش انگل ، ميزان ايمني انسانها ، عادات زيستي پشه ها ، عادات زيستي انسانها ، شرايط محيطي از قبيل درجه حرارت، رطوبت، ميزان بارندگي، نوع گياهان منطقه نوع و روشهاي مبارزه و . . . بستگي دارد كه اين عوامل را ميتوان در ارتباط با سه عامل شخص سالم و آلوده بعنوان گيرنده و دهندة بيماري ، انگل پلاسموديوم بعنوان عامل ايجاد كنندة بيماري و پشه آنوفل بعنوان انتقال دهندة بيماري طبقه بندي نمود. بطور كلي انتقال مالاريا از طرق زير مي تواند صورت بگيرد:
· انتقال طبيعي : انتقال از طريق نيش پشه آنوفل
· انتقال اكتسبي : انتقال از طريق تلقيح
انتقال طبيعي مالاريا (انتقال از طريق نيش پشه آنوفل):
عمده ترين راه انتقال بيماري مالاريا انتقال از طريق نيش پشه آنوفل ماده مي باشد كه در سال 1897 توسط رونالد راس ثابت شد. اين پشه ها در اكثر كشورهاي مناطق معتدله و حاره و هر جا كه محل زيست مناسبي براي آنها فراهم شود وجود دارند.
نحوة انتقال به اين صورت مي باشد كـه پشه هاي ماده در طي خونخواري از شخص آلــوده، انگل را بلعيده و انگل در بدن پشه پس از طي دوره و زمان خاصي مجدداَ به فرم آلوده كننده درآمده و همراه با محتويـات بزاق طــي خونخواري بعدي بـه افراد سالم جامعه منتقـل مي گـردد و اين چرخه تا جايي كه توسط عامل بخصوصي قطع نگردد ادامـه پيدا ميكند.
در اين چرخه براي آلوده شدن پشه ها، علاوه بر وجود ناقل مناسب وجود انسان مخزن ( (Human reservoir داراي مقدار لازم گامتوسيت در خون وي ضروري مي باشد. بنابراين انسانهايي كه به تازگي آلوده شده اند نمي توانند بيماري مالاريا را انتقال دهند.
انتقال اكتسابي ( انتقال از طريق تلقيح ):
در صورتيكه مالاريا غير از انتقال توسط نيش پشه آنوفل از طُرق ديگر منتقل شود به اين نوع مالاريا، مالارياي تلقيحي مي گويند. در سال 1884 انتقال مالاريا از طريق انتقال خون توسطGerhardet ثابت گرديد. در سال 1911 اولين مورد مالارياي ناشي از انتقال خون در آمريكا بوسيله Woolsey مشاهده شد.
در مناطقي كه انتقال مالاريا بوسيله پشه آنوفل انجام مي گيرد اهميت انتقال مالاريا از ساير راهها تحت الشعاع موارد انتقال عادي آن قرار ميگيرد، ولي در مناطقي كه انتقال طبيعي مالاريا بوسيله پشه آنوفل قطع شده است ولي حاملان انگل وجود دارند در صورتيكه عامل مالاريا پلاسموديوم فالسيپارم باشد و بموقع تشخيص داده و درمان نگردند، مي تواند به مرگ بيمار منجر شود.
مكانيزم عمل اين نوع انتقال به اين صورت است كه در افراد مبتلا به مالاريا در صورتيكه درمان كامل يا اساسي انجام نگرفته باشد پس از توسعه مصونيت نسبي (Premunition) ، تعداد انگل در خون به حداقل رسيده و مانع بروز علائم باليني مي شود و گاهي تعداد انگل در خون به حدي كم است كه در آزمايش ميكروسكپي معمولي نمونه خون نمي توان آنها را ديد ولي اگر خون اين افراد حامل انگل به افراد سالم از نظر بيماري تلقيح گردد، انگلهاي مرحله شيزوگوني خوني موجود در گلبول قرمز شروع به تكثير كرده و در گيرنده خون علائم مالاريا ظاهر مي گردد .
انواع پلاسموديوم هاي انساني در مالارياي ناشي از انتقال خون به ترتيب پلاسموديوم ويواكس، پلاسموديوم مالاريه ، پلاسموديوم فالسيپارم و پلاسموديوم اووال بوده اند كه در سالهاي اخير جاي خود را به پلاسموديوم مالاريه داده است، بنابراين در مالارياي ناشي از انتقال خون پلاسموديوم مالاريه نقش اصلي را دارد. مالارياي تلقيحي موارد زير را شامل مي گردد :
1. انتقال از طريق انتقال خون
2. انتقال از طريق پيوند اعضاء
3. انتقال از طريق مالاريا تراپي
4. انتقال از طريق هموتراپي
5. انتقال از طريق مادر به جنين
6. انتقال از طريق سرنگ آلوده
7. انتقال بصورت تصادفي ( آلودگي شغلي )
انگل پلاسموديوم (Plasmodium Parasite)
تاكنون بيش از 156 گونه پلاسموديوم شناخته شده است كه براي پستانداران، پرندگان و خزندگان بيماريزا هستند و توسط پشه هاي كولكس، آنوفل و آئدس منتقل مي شوند. از اين تعداد 4 گونه در انسان ايجاد بيماري مي نمايند كه عبارتند از :
پلاسموديوم ويواكس ( P. vivax )
پلاسموديوم فالسيپارم ( P. falciparum )
پلاسموديوم مالاريه ( P. malariae )
پلاسموديوم اووال ( P. ovale )
در زير جايگاه جنس پلاسموديوم در رده بندي جانوري نشان داده شده است.
سلسله: Kingdom: Animalia
شاخه: Phylum: Apicomplixa
زير شاخه: Sub-Phylum: Sporozoa
رده: Class: porozoea
زيررده: Sub-Class: Coccidia
راسته: Order: Eucoccidiida
زير راسته: Sub-Order: Heamosporina
خانواده: Family: Plasmodiidae
جنس: Genus: Plasmodium
3 گونه از پلاسموديوم ها ( ويواكس ، مالاريه ، اووال ) ممكن است بيماري شديدي ايجاد كنند ولي بندرت كشنده هستند . پلاسموديوم فالسيپارم بيماري پيشرونده و بسيار خطرناكي ايجاد مي كند كه غالبا در صورت عدم درمان در عرض چند روز منجر به بيهوشي و مرگ مي گردد. بعضي از گونه ها يا انسان را آلوده نمي كنند يا بصورت تجربي و تصادفي انسان به آنها آلوده مي شود. براي مثال ميتوان انسان را بصورت تجربي با P.cynomolgy كه ميمون هاي خاور دور را آلوده مي كند ، آلوده نمود، اتفاقي كه در شرايط طبيعي بسيار نادر مي باشد. همچنين آلودگی با P.pnowlesi را در انسان به به طريق تجربي جهت مالاريا تراپي بكار برده اند. گونه هاي انساني هم معمولا حيوانات را آلوده نمي سازد ولي بطور تجربي مي توان ميمون را مبتلا به پلاسموديوم انساني نمود، براي مثال ميمون Owl Monkey را در صورت برداشتن طحال (Splenectomy) مي توانيم به مالارياي انساني با نوع شديد مبتلا كنيم و در صورت ابتلاء قابليت انتقال مالاريا به ميمونهاي سالم داراي طحال را دارا مي باشد . بيشتر بررسيهاي انتقالي و آزمايشات بر روي حيوانات بخصوص جوندگان و با P.berghei انجام ميشود
Wilson RJ, Williamson DH, Preiser P: Malaria and other apicomplexants: the plant connection. Infect Agents Dis 3:29-37, 1994
طول عمر مالاريا :
در پلاسموديوم فالسيپارم كه فرم هيپنوزوئيت وجود ندارد بندرت ممكن است كه انگل بيش از 1 سال در بدن دوام بياورد. طول عمر متوسط انگل 222 روز و طولاني ترين دورة عفونت مشاهده شده 503 روز بوده است. در پلاسموديوم ويواكس مدت دوام انگل معمولا 5- 3 سال و در پلاسموديوم مالاريه مدت دوام انگل 30-10 سال مي باشد.
ميزان آلودگي گلبولهاي خون :
پلاسموديوم فالسيپارم بالاترين درصد آلودگي گلبولهاي قرمز را دارد و در هر 3 mm ۱ خون 500 -20 هزار انگل ميتواند وجود داشته باشد، اين ميزان در پلاسموديوم ويواكس 20 هزار ، در پلاسموديوم اووال 9 هزار و در پلاسموديوم مالاريه 6 هزار مي باشد.
اهميت مالاريا
مالاريا يكي از علل عمدة همه گيري هاي بزرگ گذشته بوده است. اين همه گيري ها به شكل دوره اي به دنبال بارندگي هاي بيش از حد و سيل در نواحي خشك و يا در دشت هاي حاصلخيز رودخانه اي اتفاق افتاده و بدبختي حاصله از چنين بلاهايي را دو چندان كرده است.
همه گيري هاي مالاريا تلاش براي سكونت در نواحي جنگلي و آبياري زمينهاي خشك را خنثي نموده و جمعيت هاي بي خانمان و آوارگان را مصيبت زده نموده است. اين همه گيري ها به دنبال غارت و جنگ برخاسته و با توقف لشكر كشي ها گسترده شده ، و بازسازي هاي سريع زندگي روستايي و شهري را مختل نموده است.
گرچه امروزه ، در سايه تلاشهاي فراوان و زحمات بي دريغ كاركنان بهداشتي و در اثر توسعه نظام خدمات بهداشتي درماني ، بهبود كيفي و كمي مراقبت ها و امكانات تشخيصي و درماني و از همه مهمتر ارتقاء سطح آگاهيها و باورهاي بهداشتي مردم و رويكرد آنها به سوي رفتارهاي بهداشتي شاهد موفقيت هاي چشمگيري در زمينه كاهش موارد مالاريا در بسياري از كشورهای دنيا هستيم ، ولي وضعيت بيماري در برخي از كشورها ، سهولت و تكرر رفت و آمدها ، پنهان ماندن علائم ابتلا به عفونت در تعدادي از مبتلايان موجب شده است تا هميشه يك نگراني ضمني نسبت به خطر وقوع همه گيري مالاريا وجود داشته باشد. از آنجاييكه همه گيري هاي مالاريا علاوه بر ايجاد مشكلات بهداشتي، بيشتر توسعة اقتصادي را تحت تاثير قرار مي دهند می توان اهميت مالاريا از دو جنبه بهداشتي و اقتصادي بررسی نمود.
اهميت بهداشتي موضوع :
مالارياي انساني يك بيماري عفوني خوني است كه حدود 40 درصد جمعيت دنيا را تهديد مي كند. اين بيماري علاوه بر اينكه در طي حملات خود نيروي بيمار را به شدت تحليل برده و باعث كاهش شديد فعاليت هاي بيمار در طي دوران بيماري مي گردد ، موجب تضعيف بهداشت و رفاه عمومي در خانواده ها شده ، حيات كودكان را به مخاطره مي اندازد و باعث فرسودگي بيش از حد جامعه و منابع انساني كشورها مي شود.
در حال حاضر اين بيماري هنوز هم مهمترين مشكل بهداشتي دنيا است و حدود 107 كشور در دنيا بعنوان كشورهاي مالاريا خيز محسوب مي گردند. مرگ و مير ناشی از مالاريا بين 1/1 تا ۷/۲ ميليون نفر در سال گزارش شده است.
اهميت اقتصادي موضوع :
مالاريا با توجه به ميزان ابتلا و مرگ و مير در بين طبقات و گروههاي سني مختلف به خصوص طبقات فعال و توليد كنندة يك كشور مثل كارگران و كشاورزان تاثير سويي برروي توليدات و اقتصاد آن كشور بخصوص در جوامع كشاورزي دارد. آثار اقتصادي مالاريا به خصوص در نواحي روستايي قابل ملاحظه است چرا كه اغلب بروز مالاريا در زماني از سال است كه با فصل كشاورزي مصادف است. زيانهاي اقتصادي وارده توسط مالاريا بطور خلاصه عبارتند از :
- زيانهاي اقتصادي حاصله از مرگ و مير جميعت فعال
- زيانهاي اقتصادي ناشي از كم شدن قدرت كار و ميزان توليد در اثر ضعف و كم خوني
- زيانهاي مربوط به هزينه هاي درماني و مراقبت هاي پزشكي
- زيانهاي حاصله از كم شدن و از دست دادن وقت به علت غيبت از كار
- كاهش محصول كشاورزي و صنعتي در اثر كاهش و كمبود حضور كارگران مربوطه
- زيانهاي حاصله ناشي از توام بودن بيماريهاي ديگر با مالاريا و منجر شدن به مرگ شخص
- زيان اقتصادي ناشي از عدم انجام كشاورزي و كشت و كار در مناطق مالارياخيز كه معمولا با داشتن آب فراوان بهترين مناطق كشاورزي به شمار مي رود
روش های کنترل مالاريا
به دليل اينكه چـرخة انتقال مـالاريا از سه جـزء انگـل مـالاريا، انسان و پشـة آنوفـل ناقـل و تحت تـاثير شرايط محيطي تشكيل شده است اقـدامات مبارزه مي تواند برعلية هــــر كدام از اين اجزاء انجـــام پذيرد و قــطع اين زنـجيره در هـــر قسمت مانع انتقـال مالاريا مي گردد.
1- مبارزه با انگل مالاريا:
- پيشگيري با واكسن
- پيشگيري دارويي
- درمان افراد مبتلا به مالاريا
2- اقدامات حفاظت فردي:
بكار بردن روشهاي حفاظت فردي موضوع مهم در جلوگيري از ابتلاء به مالاريا مي باشد كه مي توان با آموزش اين روشها به جامعه از ابتلاء آنان به مالاريا كاست. از انواع روشهاي حفاظت شخصي ميتوان روشهاي زير را نام برد:
- استفاده از پيراهنهاي آستين بلند و شلوار بلند در طول شب
- اجتناب از سفر و خوابيدن در مناطق مالاريا خيز در طول فصل انتقال و بخصوص شب هنگام
- استفاده از قرصهاي پيشگيري
- استفاده از مواد دور كنندة حشرات
- استفاده كودكان از پشه بند قبل از ساعت 7 شب و آغاز گزش
- استفاده از توري برروي درب و پنجره ها و خوابيدن در اين مكان
- استفاده از حشره كش هاي دستي و وسايل دود كننده جهت كشتن پشه هاي داخل اماكن
- استفاده از وسايل خنك كننده در داخل اطاق و اجتناب از بيرون خوابي
- اجتناب از سكونت در فاصله هاي نزديك با منابع لاروي
- استفاده از پشه بند آغشته به حشره كش
3- مبارزه با پشه هاي آنوفل:
يكي از مهمترين اقدامات كنترل مالاريا مبارزه با پشه هاي آنوفل است كه در كوتاهترين زمان ممكن بيشترين عوايد را به بيشترين افراد در يك جامعه ارائه مي كند. بر طبق استراتژي ملي كنترل مالاريا، كنترل ناقلين در اولويت دوم قرار مي گيرد و كنترل پشه هاي ناقل به مراحل بالغ و نابالغ آنها هدايت مي شود. مبارزه با پشه ها به دو بخش، مبارزه با لارو پشه ها و مبارزه با پشة بالغ تقسيم مي گردد. شكل زير چرخه زندگي ناقلين مالاريا و مهمترين روشهاي مبارزه را در هر مرحله از اين چرخه نشان مي دهد.
3-1- مبارزه با لارو پشه ها:
در محل هايي كه زيستگاههاي لاروي محدود و قابل شناسايي هستند و بخصوص در جاهائيكه تعداد آنها نسبت به خانه هاي موجود ، محدود و كم است ارجحيت دارد لذا مبارزه با لارو در شهرها مفيد واقع مي گردد. حسب نوع و مكان لانه لاروي ميتوان از روشهاي لاروكشي متفاوتي استفاده نمود.
1- استفاده از لاروكش هاي شيميايي (Chemical Larvicides):
استفاده از انواع لاروكش هاي شيميايي بخصوص آن دسته كه اثر فوري و موثر دارند ضروري است مانند:
Temephos ( Abate® )
Chlorpyrifos methyl ( Reldan®)
Pirimiphos methyl ( Actellic®)
2- لاروكش هاي فيزيكي (Physical Larvicides):
اثرات خود را از طريق بكار بردن مواد فيزيكي يا بهسازي محيط اعمال مي كنند. مواد فيزيكي مانندPolystyrene beads سطح آب را پوشانده و مانع تماس پشه ها با آب و يا مانع رسيدن لاروها به سطح آب شده و باعث خفگي لاروها مي گردند.
3- لاروكش هاي بيولوژيكي (Biological Larvicides):
يكي از بهترين و مهمترين راه كنترل ناقل استفاده از موجوداتي است كه از لارو و تخم پشه ها بعنوان مواد غذايي استفاده مي نمايند (ماهی های لارو خور) ، يا در محيط وجود داشته و خورده شدن آنها توسط لاروها و يا فعاليت آنها باعث از بين رفتن لاروها مي گردد (باسيل ها)، بخصوص در مناطقي كه ژيت هاي لاروي وسيع وجود دارد . از مزاياي استفاده از عوامل كنترل بيولوژيك مي توان اختصاصي تر عمل كردن آن نسبت به مبارزة شيميايي ، عدم آلودگي محيط زيست ، بروز مقاومت كمتر و خود محور بودن عمليات كنترل مي باشد كه ممكن است تا مدتها نياز به تكرار عمليات نداشته باشد.
براي موفق بودن عمليات مبارزه با لارو لازم است كه گاهي چندين برنامه در كنار هم همزمان مورد استفاده قرار گيرد. البته از مشكلات مبارزه با لارو در اين است كه:
1- در صورت عدم توجه به حتي يك زيستگاه لاروي ممكن است از اين مكان در مدتي كوتاه تعداد زيادي پشة بالغ توليد گردد.
2- لاروكشي مي تواند زماني مفيد واقع گردد كه فاصلة نوبت هاي لاروكشي بر اساس طول دورة رشد و تكامل پشه در آب باشد و دورة لاروكشي از كمي پيش از شروع فصل انتقال تا پايان فصل انتقال بيماري باشد.
3-2- مبارزه با بالغ پشه ها:
اساس مبارزه با پشة بالغ پايين آوردن سن خطرناك پشه است يعني كم كردن طول عمر پشه هاي آنوفل به حدي كه در حرارت منطقه دورة اسپوروگوني در پشة ناقل كامل نگردد بعبارت ديگر پشه قبل از آنكه آلوده كننده باشد از بين برود. در شرايط گرمسيري اين بدان معني است كه طول عمر پشه بايد كوتاهتر از 10 روز باشد. از روشهاي مبارزه با پشه هاي بالغ مي توان روشهاي زير را نام برد:
1- تغييرات محيط زيست ( هم بر روي لارو و هم بالغ موثر است )
2- استفاده از حشره كش ( سموم ابقايي ، ترموفاگ ، سمپاشي فضايي )
3- مبارزه بيولوژيك ( عقيم سازي ، استفاده از حشرات شكارچي )
واريس ميتواند منجر به كاهش تامين مواد مغذي براي پوست و ماهيچه شود و در نتيجه قانقاريا و زخم ايجاد كند.
علامت اصلي اين بيماري درد و تورم خفيف در قوزك پا و بد منظره شدن ناحيه مبتلا به واريس است. برخي مواقع نيز هيچ علامتي مشاهده نميشود.
روشهاي درماني شامل پوشيدن جورابهاي محكم مخصوص واريس و نشستن در حالتي است كه پاها در سطحي بالاتر از قلب قرار داشته باشند (به طور مثال قرار دادن پاها بر روي يك صندلي در حالت نشستن و يا دراز كشيدن بر روي زمين). در اغلب موارد براي برطرف كردن مشكل واريس، عمل جراحي مورد نياز است.
چه غذاهايي مفيد هستند؟
برطرف كردن يبوست گام نخست در بهبود اين بيماري است. يبوست فشار وارد بر سياهرگهاي ساق پا را افزايش ميدهد و منجر به تشكيل واريس ميشود. رژيم غذايي غني از فيبر سبب كاهش يبوست و پيشگيري از بروز واريس ميشود
ـ براي حجيم كردن مدفوع و پيشگيري از يبوست مصرف غلات صبحانه سبوس دار، نان سبوسدار، پاستا و برنج توصيه ميشود. غلات غني از فيبر نامحلول، مدفوع را حجيم كرده و آب را در خود نگه ميدارند. مدفوع حاصل شده نرمتر و بزرگتر بوده و آسانتر از دستگاه گوارش عبور ميكند. بدين ترتيب فشار كمتري به وريدهاي پا وارد ميشود. اين نكته حائز اهميت است كه افزايش دريافت فيبر در رژيم غذايي بايد همراه با افزايش دريافت آب، حداقل به ميزان 6 ليوان در روز باشد.
ـ سبزيجات داراي برگ سبز و انواع كلم به وسيله تامين فيبر نامحلول به ويژه در طول دوران بارداري اهميت دارد. چرا كه در اين زمان، سطوح بالاي هورمون پروژسترون سبب آهسته كردن انقباضات روده بزرگ ميشود و احتمال بروز يبوست را افزايش ميدهد.
ـ مركبات به ويژه پرتقال و گريپ فروت همچنين شاتوت، توت فرنگي، فلفل دلمه و انواع سبزيجات داراي برگ سبز تامين كننده ويتامين ث هستند. اين ويتامين براي حفظ استحكام كلاژن ضروري است. كلاژن مادهاي است كه به حفاظت از ديواره رگها كمك مي كند . فقدان ويتامين ث در رژيم غذايي منجر به پارگي وريدهاي كوچك و بدتر شدن واريس وريدها ميشود.
ـ مصرف عصاره شاتوت در افراد دچار واريس سبب كاهش نشت ديواره نازك رگهاي خوني ميشود. اين عصاره داراي آنتي اكسيدانهايي به نام آنتوسيانيدين است. آنتوسيانيدين به بهبود بافت پيوندي آسيب ديده كمك ميكند. مصرف ميوه شاتوت نيز اثر مشابهي در رفع اين مشكل دارد.
- مغزها دانه ها و ماهي هاي روغني حاوي اسيد هاي چرب ضروري هستند كه مصرف مقداري از اين غذاها به طور روزانه براي كمك به استحكام ديواره وريدها ضروري است.
از چه غذاهايي بايد پرهيز كرد؟
ـ كره، مارگارين، روغنها، كيك، شيريني، شكلات، پاي و بيسكويت سرشار از چربي بوده و تامين كننده مقدار زيادي انرژي هستند كه احتمال افزايش وزن و واريس وريدي را افزايش ميدهند.
ـ هر غذايي كه به طور تجربي سبب بروز يبوست ميشود بايد به ميزان كمتر و يا به طور تركيبي همراه با غذاهاي ملين مصرف شود (اصليترين مواد غذايي ملين شامل آلو، انجير و زرشك است).
چند نكته:
ـ كاهش وزن اضافي براي افرادي كه اضافه وزن دارند ضروري است. فشار وارد به رگها در نتيجه حمل چربي اضافي بدن با افزايش خطر واريس مرتبط است
ـ ورزش منظم به سوزاندن انرژي اضافي و همچنين درمان واريس كمك ميكند.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پزشكان ایران
بیماری MS چیست ؟
بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می شود.
این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به MS را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.
مصرف چربي ها:
به خاطر تشكيل تركيبات سمي و مضر براي بافت دستگاه عصبي مركزي و اثر مصرف چربي هاي ضروري كه نقش مهمي در ترميم و نگهداري سلولهاي عصبي دارند از اهمييت خاصي برخوردار است, خصوصا با توجه به عملكرد آن در بروز بيماريهاي قلبي و عروقي و افزايش وزن, مقدار چربي دريافتي و نوع آن بايد مشخص شود.
چربي هاي گياهي ( چند زنجيره اي ) بايد به جاي چربي هاي حيوانيجايگزين شوند.
انواع چربي هاي گياهي مثل روغن آفتابگردان و روغن گلهاي پامچال (Omega3), مواد با چربي هاي حيواني مثل ماهي تن, شاه ماهي و ماهي خالدار
دستورات كلي
اجتناب از:
1.پختن و مصرف غذاهاي چرب خصوصا گوشتهاي چرب و تمام چربي هاي با منشا حيواني
2.فرآورده هاي لبني پرچرب
3.سس هاي مايونز و تمامي سس هاي داراي چربي زياد
4.غذاهاي بسيار شيرين, كيك, بيسكوئيت شيريني , آبنبات
5. غذاهاي حساسيت زا مثل تخم مرغ, شير, سيب زميني, گوجه فرنگي, بادمجان, مخمرها, نان گندم و شكر, برخي از ميوه ها (بسته به واكنش بيمار), مواد غذايي با رنگهاي افزودني (نوشابه ها) و يا مواد نگهدارنده (كنسروها), ادويه, تمام ميوه ها و سبزيهايي كه خوب شسته نشده اند يا با افزايش دهنده هاي رشد تغذيه شده اند (سموم باقيمانده روي آنها مي تواند سمي و حساسيت زا باشد)
بيماران خود بايد با دقت به برنامه غذايي روزانه, غذاهاي حساسيت زا را شناخته و آنها را حذف كنند.
6.مصرف قهوه, الكل, كولا و چاي
توصيه هاي غذايي
مصرف:
1.چربي هاي محدود و انتخاب شده ( چربي هاي داراي Omega3, Omega6)
2.ميوه ها و سبزيهاي تازه و تميز (سبزيهاي داراي برگ سبز پررنگ)
3.جوانه دانه ها خصوصا(دانه يونجه) كه بايد موقع شروع به جوانه زدن ميل شوند.
4. پودر جلبك آبهاي تازه (بصورت بسته بندي شده در برخي فروشگاهها موجود است)
5.مايعات: آب تازه و تصفيه شده 2 ليتر (8ليوان) در روز, ساير چاي هاي گياهي (به جاي چاي معمولي) و آبميوه رقيق شده
اثر و خواص برنامه غذايي مناسب:
مواد غذايي علاوه بر رساندن انرژي اوليه به بدن موجب حفظ عملكرد مناسب و تقويت دستگاههاي مختلف(دستگاه ايمني, قلب و عروق, اعصاب و . . . ) مي شوند كه نتيجه آن احساس خوب بودن و قرارگرفتن در وضعيت روحي و جسمي مطلوب است كه در بيماريهاي مزمن اهمييت مضاعفي پيدا كنند.
برنامه غذايي بايد انتخاب شده و شامل مواد مورد نياز باشد (مغذي و مطلوب) پس بايد قبل از خريد فهرست كليه احتياجات سبد خريد خود را از نظر نوع و مقدار اقلام مورد نياز تهيه كنيد.
مصرف مناسب و به اندازه ويتامين هاي لازم مانند ويتامين هاي C و E و گروه B و املاح معدني چون منگنز, منيزيم, موليبدن, سلنيم و روي نيز در حفظ سلامتي بيماران ضروري مي باشد و در عين حال مصرف زياد و نابجاي ويتامين هاي چون A و B6 مي تواند خطرناك باشد.
با عنايت به نقش مهم چربي ها در سوخت و ساز بدن و به وجود آوردن انرژي لازم براي اعمال حياتي و لزوم حضور آن براي ساخت بافتهاي حياتي انواع چربي هاي مفيد ( مخصوصاً چربي هاي داراي تركيبات Omega3و Omega6 كه نقش محافظتي را نيز در بروز بيماريهاي قلبي و عروقي دارند ) توصيه مي شود.
به نقل از سايت ايران لينك
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ويتامينها مواد ارگانيكي ميباشند كه براي زندگي حياتي بوده و بايد به مقادير اندك در رژيم غذايي موجود باشد.
وظايف ويتامينها در بدن انسان:
تـولـيـد انــــرژي - تنظيم واكنشهاي شيميايي بدن - عامل رشد، ترميم و حفاظت از سلولها و ارگانهاي بدن - شركت در بسياري از پروسه هاي متابوليكي بدن.
ويتامين هـاي ضروري بدن 13 عدد ميباشند . ويتامينها به دو گـروه مـحـلول در چــربي و مـــحلول در آب طبــقه بندي ميگردند:
* ويتامينهاي محلول در چربي: شامل ويتامينهاي A-D-E-K ميباشند. اين ويتامينها محلول در چربي بوده - براي جذب و جريان يافتن در خون به چربي نياز دارند - در بدن قادر به ذخيره سازي ميباشند - مصرف بيش از حد آنها خطر بيشتري دارد.
* ويتامينهاي محلول درآب: شامل ويتامينهاي B(COMPLEX) ،C ميباشند. اين ويتامينها محلول در آب بوده - براي جذب و جريان يافتن در خون به آب نياز دارند - در بدن قادر به ذخيره سازي نميباشند - مصرف بيش از حد آنها معمولا از بدن دفع گشته و زياد خطر جدي در پي ندارد.
ويتامينهايي كه بدليل در معرض هوا قرار گرفتن خاصيتشان از ميان ميرود شامل:
A-E-C
ويتامينهايي كه بدليل در معرض نور قرار گرفتن خاصيتشان از ميان ميرود شامل:
A-E-K-B6-B12-C-FOLIC ACID
ويتامينهايي كه بدليل در معرض حرارت قرار گرفتن خاصيتشان از ميان ميرود شامل:
C-B1
* مواد معدني چيستند؟ مواد غير ارگانيك ميباشند كه به كمك ويتامينها، آنزيمها و هورمونها عملكرد صحيح بدن را موجب ميگردند. مواد معدني ضروري براي بدن انسان 20 نوع ميباشد. مواد معدني به دو گروه تقسيم ميگردند:
* مواد معدني عمده: شامل كلسيم، كلرايد، منيزيم، فسفر، پتاسيم، سديم و گوگرد .
* مواد معدني فرعي:شامل آهن، روي، كبالت، مس، فلورايد، يد، منگنز، كرم، نيكل، سلنيوم، سيليكون، واناديوم و مولبيديوم.
-- برخي مواد معدني مانند آهن، مس و روي براي جذب شدن با يكديگر رقابت ميكنند بنابراين با مصرف زياد يكي از آنها كمبود ديگر مواد معدني را در پي دارد.
مواد معدني بر حسب سهولت و سرعت جذب و دفع به 3 گروه تقسيم بندي ميگردند:
1- مواد معدني كه به سهولت و سريع جذب و دفع ميگردند: مانند سديم و پتاسيم.
2- مواد معدني كه به سختي جذب بدن گشته اما به سهولت دفع ميگردند: مانند كلسيم - فسفر - منيزيوم و منگنز.
3- مواد معدني كه به سختي جذب و دفع ميگردند: مانند آهن - مس - روي - كبالت.
ويتامينها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ويـتـامين CAROTENE=RETINOL)= A): كاراتـنـوئـيـد پـيــش ماده ويتامين آ ميـبـاشـد (CARATENOIDE) كه شامل دو ويتامين آ متصل بهم است. اين ماده در سبزيجات و ميوه هاي زرد و سبز رنگ وجود دارد(مانند هويج).
وظايف:
1- در تشكيل ماده رنگي سلولهاي استوانه اي چشم نقش دارد كه وظيفه ديد در شب را به عهده دارند.
2- به عنوان يك آنتي اكسيدان عمل ميكند و بدن را در برابر آسيبهاي راديكالهاي آزاد حفاظت ميكند.
3-كمك به رشد و سلامتي استخوانها،پوست و مو4-تقويت سيستم ايمني بدن.5-رشد و بهبود توليد مثل.
علايم كمبود آن در بدن: شبكوري - تحليل رفتن غدد اشك، بزاقي و اشكي - تغيير در بافتهاي پوششي - خشكي چشم - افزايش خظر عفونت.
علايم مصرف بيش از اندازه آن: سردرد - خشكي پوست - حالت تهوع - استفراغ -كاهش اشتها - ريزش مو.
ميزان مصرف روزانه: 700 ميكروگرم براي كودكان- 800 ميكروگرم براي بالغين- 1200 ميكروگرم براي زنان باردار و شيرده. (براي بدست آوردن ميزان بين المللي اين ارقام را در عدد 3 ضرب كنيد)
منابع: تخم مرغ، سبزيجات زرد و سبز رنگ، ميوه جات، جگر سياه، دل و قلوه.
ويتامينCHOLECALCIFEROL) D): اين ماده توسط رژيم غذايي و در معرض مستقيم نور خورشيد قرار گرفتن بدن تامين ميگردد.
وظايف:
1- رشد و شكل گيري طبيعي استخوانها و دندانها.
2- تنظيم جذب كلسيم و فسفر بدن.
3- تقويت سيستم ايمني بدن.
علايم كمبود آن در بدن: راشيتيسم (بيماري مختص اطفال كه در آن استخوانها نرم و كماني ميگردند) - پوكي استخوان - از دست رفتن حس شنوايي - نرمي استخوان.
علايم مصرف بيش از اندازه آن: اسهال - حالت تهوع - آسيب به قلب و كبد - كلسيم مازاد در بافتهاي كبد، ريه، كليه ها و قلب رسوب كرده و ممكن است منجر به مرگ گردد.
ميزان مصرف روزانه: 10 ميلي گرم براي تمام سنين يا 400 واحد بين المللي.
منابع: قرار گرفتن در نور خورشيد به مدت 20 دقيقه. (كلسترول خون توسط آنزيمي در مقابل اشعه خورشيد به اين ويتامين تبديل ميگردد) - زرده تخم مرغ - ماهي - شير -پنير.
ويتامين TOPOPHEROL)E):
وظايف:
1- به عنوان يك آنتي اكسيدان قوي.
2- كمك به ساخت گلبولهاي قرمز خون.
3- رقيق ساختن خون.
4-حفاظت از قلب و پيشگيري از سرطان و آب مرواريد.
5- افزايش طول عمر.
علايم كمبود آن در بدن:كم خوني (در اطفال) - آسيب به اعصاب در بزرگسالان.
ميزان مصرف روزانه:10 ميلي گرم.
منابع:سبزيجات، آجيل، غلات، جوانه گندم، روغن بادام زميني، كره.
ويتامين MENAQUINONE)K):
وظايف:
1- كمك به لخته شدن خون.
2- حفظ سلامتي استخوانها.
علايم كمبود:خونريزي غير قابل كنترل.
علايم مسموميت:زردي و كم خوني در اطفال.
ميزان مصرف روزانه:80 ميكرو گرم.
منابع:گوشت و جگر.
ويتامين ASCORBIC ACID) C):
وظايف:
1- يك آنتي اكسيدان قوي.
2- در تشكيل كلاژن و ماده بين سلولي نقش دارد.
3- كمك به التيام زخمها.
4- ترميم استخوانها.
5- بهبود جذب آهن.
6- تنظيم انسولين خون.
7- پيشگيري از بيماريها و عفونتها.
8- براي داشتن لثه هاي سالم ضروري است.
علايم كمبود:اسكوروي (خونريزي از لثه ها و كبود شدن پوست) - اختلالات بافت همبند.
علايم مصرف بيش از حد:حالت تهوع، اسهال و درد شكم.
ميزان مصرف روزانه: 60 ميلي گرم كافي است. در زنان باردار و شيرده اين ميزان 2 برابر ميگردد.
منابع:آب پرتغال و مركبات ديگر - گوجه فرنگي - توت فرنگي - سبزيجات.
ويتامين THIAMINE) B1):
وظايف:متابوليسم كربوهيدراتها - افزايش اشتها - رشد عضلات - براي عملكرد صحيح اعصاب ضروري ميباشد.
علايم كمبود:كمبود آن بيماري بري بري را سبب ميگردد. (در آن عوارض قلبي-عروقي و عصبي ايجاد ميگردد.)
ميزان مصرف روزانه:2 ميلي گرم. (با مصرف كربوهيدراتها، دوران بارداري و شير دهي و رشد اين ميزان افزليش مي يابد.)
منابع:جوانه گندم - حبوبات - گوشت - لوبيا - غذاهاي دريايي - جگر - مخمر آبجو.
ويتامين RIBOFLAVIN) B2):
وظايف:متابوليسم كربوهيدراتها، چربيها و پروتئينها- شكل گيري غشاي مخاطي بدن - تشكيل سلولهاي خوني و عصبي - براي عملكرد طبيعي چشم ضروري ميباشد.
علايم كمبود:كم اشتهايي - توقف رشد - عوارض پوستي - قرمزي و بزرگي لبها -چشمهاي قرمز.
ميزان مصرف روزانه:2 ميلي گرم. در دوران شيردهي، رشد و بارداري افزايش مي يابد.
منابع:شير - سبزيجات - حبوبات - آرد كامل و گوشت - جوانه ها - شير.
ويتامين نياسين NIACIN=NICOTINIC ACID=NIACINAMID)B3):
وظايف:
متابوليسم كربوهيدراتها، چربيها و پروتئينها - تشكيل گلبولهاي قرمز - كاهش كلسترول خون - سلامتي دستگاه گوارش - عملكرد طبيعي اعصاب.
علايم كمبود:بيماري پلاگر (التهاب پوستي، اختلالات گوارشي و بي اشتهايي)-اسهال.
علايم مصرف بيش از اندازه:مصرف بيش از 200-100 ميلي گرم موجب صدمه به كبد ميگردد.
ميزان مصرف روزانه:20 ميلي گرم. در دوران بارداري، شيردهي، عفونت و استرس افزايش مي يابد.
منابع:گوشت - ماهي - مرغ - مخمر آبجو - پنير - جگر سياه و شير.
ويتامين PYRIDOXAL=PYRIDOXAMINE=PYRIDOXINE) B6):
وظايف:سنتز ساختار پروتئيني در هموگلوبينها، گلبولهاي قرمز و آنزيمها - متابوليسم كربوهيدراتها و پروتئينها - تشكيل و حفاظت از سيستم عصبي - كاهش دردهاي قاعدگي.
علايم كمبود:حالت تهوع - خستگي - افسردگي - افزايش خطر بيماريها و عفونتها -تشنج در اطفال.
علايم مصرف بيش از حد:مصرف بيش از 200 ميلي گرم درروز به اعصاب آسيب ميرساند - از دست رفتن هماهنگي عضلات.
ميزان مصرف روزانه:2 ميلي گرم. (افراد سيگاري، الكلي، مصرف زياد پروتئين، مصرف قرصهاي بارداري نياز بدن به اين ويتامين را افزايش ميدهد.)
منابع:گوشت - جوانه گندم - ماهي - سويا - لوبيا - اسفناج-موز.
ويتامين بيوتين BIOTIN)B7):
وظايف: متابوليسم - تشكيل اسيد هاي چرب.
ميزان مصرف روزانه:30 ميكرو گرم.
منابع:تخم مرغ - سبزيجات سبز رنگ - جگر سياه و پنير - گندم.
ويتامين COBALAMIN)B12):
وظايف:متابوليسم كربوهيدراتها، چربيها و پروتئينها - تشكيل سلولهاي خوني و عصبي - تشكيل گلبولهاي قرمز.
علايم كمبود: كم خوني - آسيب به اعصاب - كاهش خاصيت لخته شدن خون - تحليل رشته هاي عصبي و حسي و حركتي - كرختي - سرگيجه و بدخلقي.
ميزان مصرف روزانه:6 ميكرو گرم. (در مواقع جراحي، دوران بــارداري و شــير دهي و
نقاهت افزايش مي يابد.)
منابع:گوشت - شير - ماهي - تخم مرغ - جگر. (اين ويتامين توسط باكتريها نيز در روده سنتز ميگردد.)
ويتامين اسيد فوليك (FOLACIN=FOLIC ACID):< BR>
وظايف:رشد و حفظ سلامتي تمام سلولهاي بدن - تنظيم تقسيم سلولي - تشكيل گلبولهاي قرمز - جلوگيري از نواقص مادر زادي.
علايم كمبود: اسهال - سردرد - استرس - اختلالات رفتاري - سوء تغذيه - كمبود وزن - افسردگي - كم خوني.
ميزان مصرف روزانه:400 ميكرو گرم - استرس، در دوران بارداري - مصرف قرصهاي ضد بارداري و افراد سيگاري نياز بدن به اين ويتامين افزايش مي يابد.
منابع:سبزيجات سبز رنگ - آب پرتغال - گل كلم.
مواد معدني
ـــــــــــــــــــــــــــ
كلسيم:
وظايف:سلامتي و استحكام استخوانها و دندانها - التيام زخمها - تنظيم فشار خون-لخته شدن خون - عملكرد عضلات.
علايم كمبود:پوكي استخوان - فشار خون بالا - اسپاسم عضلات.
علايم مسموميت:مصرف بيش از حد كلسيم سبب رسوب كردن آن در بافتهاي نرم بدن ميگردد.
ميزان مصرف روزانه:1200 ميلي گرم.
منابع:شير - پنير - ماست - گل كلم.
كرم:
وظايف:عملكرد طبيعي انسولين-مصرف كربوهيدراتها. علايم كمبود:كاهش تحمل به گلوكز-تشديد ديابت.
ميزان مصرف روزانه:120 ميكرو گرم.
منابع:مخمر آبجو-گوشت-نان-غلات.
كبالت:
وظايف:خون سازي.و متابوليك.
ميزان مصرف روزانه:بسيار جزئي.
مس:
وظايف:عملكرد طبيعي آنزيمها-تشكيل گلبولهاي قرمز-تشكيل استخوانها و بافتهاي پيوندي-ساخت رنگدانه هاي پوست و مو-جذب آهن.
علايم كمبود:كاهش جذب آهن-كم خوني-افزايش آسيب پذيري نسبت به عفونت-كاهش تراكم استخوانها.
علايم مسموميت:خطر بيماري قلبي. ميزان مصرف روزانه: 2 ميلي گرم.
منابع:آرد كامل-غلات-ماهي-مرغ-سبزيجات.
آهن:
وظايف:حمل و نقل اكسيژن در گلبولهاي قرمز خون-عملكرد صحيح آنزيمها-تقويت سيستم ايمني بدن.
علايم كمبود:كم خوني-ضعف-سر درد-كاهش عملكرد ذهني.
ميزان مصرف روزانه:40 ميلي گرم.در زنان باردار وشيرده افزايش مي يابد. منابع:گوشت-لوبيا-آرد كامل-ميوه هاي خشك شده-اسفناج-عدسي و انجير.
منيزيوم:
وظايف:متابوليسم كربوهيدراتها،چربيها و پروتئينها-انقباض عضلات-نقل و انتقالات عصبي-تنظيم ضربان قلب-تشكيل استخوان.
علايم كمبود:كاهش اشتها-ضعف عضلاني-افسردگي-عصبي بودن.
ميزان مصرف روزانه:400 ميلي گرم.
منابع:آجيل-سبزيجات-آرد كامل-غلات.
سلنيوم:
وظايف:آنتي آكسيدان است-كاهش اثرات آفتاب سوختگي.
علايم كمبود:افزايش خطر ابتلا به سرطان-سيستم ايمني ضعيف-اختلالات كبدي-نواقص مادرزادي.
علايم مسموميت:آسيب به كبد-ريزش مو-خستگي-حالت تهوع.
ميزان مصرف روزانه:70 ميكرو گرم.
منابع:غلات-گندم-برنج-گوشت-ماهي.
روي:
وظايف:عملكرد آنزيمها-آنتي اكسيدان است-افزايش سيستم ايمني بدن-افزايش مقاومت بدن در برابر عفونت-التيام زخمها-عملكرد پروستات-همانند سازي دي ان اي. علايم كمبود:كم خوني-نواقص مادرزادي-ناباروري-اختلالات پوستي-خستگي-اختلالات ذهني.
ميزان مصرف روزانه:150 ميلي گرم.
منابع:گوشت-مرغ-ماهي-آرد كامل-غلات.
يد:
وظايف:عملكرد طبيعي تيروئيد(تنظيم سوخت و ساز بدن)
علايم كمبود:بيماري تيروئيد.(گواتر)
ميزان مصرف روزانه:30 ميكرو گرم.
منابع:غذاهاي دريايي-نمك يد دار.
منگنز:
وظايف:رشد استخوانها- نقش در توليد هورمونهاي جنسي-عملكرد طبيعي سلولهاي بدن-متابوليسم كربوهيدراتها،چربيها و پروتئينها.
ميزان مصرف روزانه:5-2 ميلي گرم.
منابع:سبزيجات-ميوه-غلات-چاي.
فسفر:
وظايف:تشكيل استخوانها-متابوليسم كربوهيدراتها،چربيها و پروتئينها.
ميزان مصرف روزانه:700 ميلي گرم.
منابع:گوشت-شير-تخم مرغ-غلات.
پتاسيم:
وظايف:تعادل مايعات بدن-كنترل فعاليت قلب-عملكرد سيستم عصبي.
ميزان مصرف روزانه:2000-1600 ميلي گرم.
منابع:سبزيجات-ميوه ها-پير.
سديم:
وظايف:تعادل مايعات بدن-حمل مواد مغذي از ميان غشاء سلولي-عملكرد سيستم عصبي.
علايم مصرف بيش از حد:فشار خون.
ميزان مصرف روزانه:3000-2400 ميلي گرم.
منابع:نمك خوراكي-شير-چيپس.
فلورايد:
وظايف:سلامتي و استحكام دندانها و استخوانها.
ميزان مصرف روزانه:10 ميلي گرم.
منابع:سبزيجات-گوشت-خمير دندان.
كلريد:
وظايف:اسيد معده-حمل دي اكسيد كربن به ريه ها.
ميزان مصرف روزانه:750 ميلي گرم.
منابع:نمك خوراكي.
مولبيديوم:
وظايف:متابوليسم دي ان اي و آر ان اي.
ميزان مصرف روزانه:250-75 ميلي گرم.
منابع:نان.
منبع:شبکه خبری ورلد نیوز
معرفی
آترواسکلروز بیماری پیشرونده ای است که از دوران کودکی آغاز میشود و تظاهرات بالینی خود را به طور عمده در بزرگسالان ، از میانسالی به بعد آشکار میکند
. امروزه مشخص شده است که آترواسکلروز بیماری است که در اثر واکنش عوامل مختلف و به دنبال سه پدیده زیست شناسی زیر بوجود می آید:تجمع سلولهای ماهیچه ای صاف ، همراه با مقادیر متغیری از سلولهای ا لتهابی ، درشتخوارها و لنفوسیتها در انتهای عروق
ایجاد بافت همبندی توسط سلولهای ماهیچه ای صاف متشکل از الیاف کلاژن ، فیبرهای الاستیک و پروتئو گلیکان
تجمع چربی ، بخصوص کلسترول در داخل سلولها و بافت همبندی
احتمال پاره شدن پلاک های آترواسکلروز و به دنبال آن ایجاد لخته و بروز عواقب بالینی به ترکیب پلاکها از نظر میزان چربی و بافت همبندی آنها بستگی دارد . در 75 تا 80 درصد بیمارانی که دچار سکته قلبی میشوند ، شدت تنگی رگ قبل از بروز سکته قلبی کمتر از 50 درصد است علاوه بر این تجمع سلولهای التهابی در پلاکهایی که به رویدادهای بالینی وخیم منجر شده اند ، همراه با بالا رفتن نشانه های عمومی التهاب مانند crp و esr سبب شده است که امروزه آترو اسکلروز به عنوان یک بیماری التهابی مزمن شناخته شود که میتواند به دنبال یکسری عوامل بخصوص فعال شده به رویدادهای حاد قلبی منجر شود
مهمترین عوامل خطر که احتمال بروز بیماریهای قلبی – عروقی را افزایش میدهند:
کلسترول بالا – کشیدن سیگار – پرفشاری خون – دیابت – HDL پایین- سن و جنس و سابقه خانوادگی بیماری قلبی عروقی زود رس
این عوامل بر اساس تاثیر مداخله های پزشکی در تعدیل آنها و کاهش خطر بصورت گروههای زیر آورده شده است:
گروه 1:(تاثیر تعدیل آنها در کاهش خطرات اثبات شده است)
سیگار، LDL کلسترول بالا، رژیم پرچربی و مصرف زیاد کلسترول، پرفشاری خون، هیپرتروفی بطن چپ، فیبرینوژن بالا
گروه2: ( تعدیل آنها به احتمال زیاد خطر را پایین می آورد)
دیابت، بی تحرکی ، HDL کلسترول پایین (کمتر از 35 میلی گرم) ، تری گلیسیرید بالا، LDL متراکم و کوچک
چاقی ، یائسگی
گروه 3 : ( نعدیل آنها ممکن است خطر را پایین بیاورد)
عوامل روانی و اجتماعی ، سطح لیپو پروتئین (A) بالا ، سطح هموسیستئین بالا
گروه 4 : (غیر قابل تعدیل)
سن( بیشتر از 45 سال در مردان و بیشتر از 55 سال در زنان)، جنس(مرد) سطح اجتماعی – اقتصادی پایین، سابقه خانوادگی بروز زود رس بیماریهای قلبی – عروقی
حال به بررسی جزء به جزء عوامل خطر ابتلا می پردازیم:
اختلال چربیهای خون(HDL و LDL )
لیپید ها در داخل خون بصورت گروهی از مولکولهای محلول در آب نقل و انتقال می یابند که لیپوپروتئین نامیده میشوند . لیپو پروتئین ها مولکولهای پیچیده ای هستند که در مرکزآنها استر های کلسترول و تری گلیسیرید و در سطح آنها لایه ای از فسفولیپیدها ، کلسترول آزاد و پروتئین ها وجود دارند . این فسفوپروتئین ها بر اساس وزن خود به : HDL ، LDL ، VLDL Chylomicron تقسیم میشوند . از این میان LDL که 70% کلسترول خون را به همراه دارد پس از اکسیده شدن توسط سلولهای اندوتلیال عروق و درشتخوار ها مهمترین نقش را در ایجاد آترواسکلروز ایفا میکند.
از طرف HDL با انتقال معکوس کلسترول از جداره عروق و نقاط مختلف بدن به کبد می تواند به عنوان یک عامل محافظ نقش محافظتی مهمی را در برابر آترواسکلروز ایفا کند .
اولین مطالعه اپیدمیولوژی کلاسیک برای برری ارتباط چربی ها با بیماریهای قلبی در سال 1958 انجام شد این مطالعه که نقش کلسترول را در بیماری های قلبی – عروقی در هفت کشور دنیا مورد بررسی قرار داد مفهوم عامل خطر را نیز برای اولین بار به ادبیات قلب و عروق وارد کرد.
سیگار
خطرات و عواقب قلبی-عروقی کشیدن سیگار از اواسط این قرن مورد تاکید قرار گرفته است سیگار مهمترین عامل مرگ زودرس در افراد 35 تا 69 ساله در کشورهای پیشرفته بشمار میرود بطوری که تخمین زده میشود سیگار عامل 30% مرگ ها در این گروه سنی باشد. سیگار مرگ و میر قلبی – عروقی را تا 50% افزایش میدهد.
در ازای کشیدن هر 10 عدد سیگار خطر مرگ در اثر بیماری قلبی در مردان 18% و در زنان 31% بالا میرود.
اثرات:
سیگار میتواند آثار مخربی بر جدار آندوتلیوم عروق بگذارد ، جریان خون کرونر را مختل کند و باعث بروز اسپاسم عروق کرونر شود . سطح HDL پایین می آید و LDL بالا میرود. علاوه بر این با افزایش سطح فیبرینوژن و افزایش تجمع پلاکت ها ، احتمال ایجاد لخته و بروز رویدادهای قلبی در حد قابل ملاحظه ای بالا میرود.
پرفشاری خون
پر فشاری خون به سطوح فشار خون سیستولی و یا دیاستولی اطلاق می شود که با افزایش خطر ابتلا یا میرایی همراه باشد فشار خون بالا یکی از مهمترین عوامل خطر بروز بیماریهای قلبی-عروقی و شایعترین عامل بروز نارسایی قلبی و سکته مغزی در بسیاری از کشور ها و شایع ترین عامل ایجاد نارسایی کلیوی است . ( برای مطالعه بیشتر به مبحت پرفشاری خون مراجعه کنید).
دیابت
شواهد اپیدمیولوژیک محکمی وجود دارند که دیابت چه نوع وابسته به انسولین و چه غیر وابسته به انسولین عامل خطر اصلی و مهمی برای بروز آترواسکلروز است. آترواسلکروز عامل مرگ در 80% بیماران دیابتی است . در بیماران دیابتی نوع یک احتمال مرگ در اثر تنگی عروق کرونر سه برابر بیشتر از همسالان غیر دیابنی آنان است.