

1- حداقل سی سانتیمتر از افرادی كه سرفه یا عطسه
می كنند فاصله بگیرید.
قطره های ریز عطسه یا سرفه حدودا تا مسافت 30 سانتی
متری پراكنده می شوند. دكتر دنیس موری ، پزشك اطفال از
دانشكده پزشكی ایالت میشیگان، خاطر نشان می كند كه اگر
یكی از این قطره ها روی چشم یا بینی شما قرار بگیرد، چند روز
بعد به بیماری سرماخوردگی مبتلا می شوید . هرگاه در آ
سانسور با فردی كه سرفه می كند مواجه شدید، رویتان را
برگردانید.
2- در هر فرصتی دست هایتان را بشویید.
اكثر میكروب های سرماخوردگی از طریق تماس فیزیكی
غیرمستقیم منتقل می شوند. به طور مثال ، فرد بیماری كه
ویروس سرماخوردگی را از بینی به دست هایش منتقل می كند،
به هر شیئی كه دست بزند آن را آلوده می كند ( ویروس های
سرماخوردگی به مدت 3 ساعت بر روی اشیاء ، زنده می مانند.) افرادی كه این اشیاء را لمس كنند و بعد بینی یا چشم هایشان
را بمالند به بیماری مبتلا می شوند. پس نتیجه می گیریم كه
شستشوی مدام دست ها مهم ترین كاری است كه می توانید
برای پیشگیری از سرماخوردگی انجام دهید. بنابراین دست
هایتان را در هر فرصتی بشویید
در حالي كه به گفته برخي متخصصان، تزريق اين واكسن تنها براي گروههاي خاصي ضرورت دارد، برخي از پزشكان تزريق آن را براي اكثر بيمارانشان توصيه ميكنند.
دكتر عبدالرضا استقامتي، رئيس اداره بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن وزارت بهداشت، در گفتوگو با همشهري، ضمن بيان اينكه واكسني كه در ميان مردم به واكسن سرماخوردگي مشهور است، در حقيقت واكسن آنفلوانزاست، ميگويد: "اين واكسن بهدليل محدوديت توليد بايد با نظر پزشكان تجويز شود و نبايد همه افراد براي پيشگيري از سرماخوردگي از اين واكسن استفاده كنند."
1- تغذیه در رابطه با ایجاد بیماری های عفونی، شامل بیماری های گوارشی و مسمومیت های غذایی ( بوتولیسم )، بیماری های روده ای مثل اسهال های میكروبی و بیماری های عفونی سیستمیك ( بروسلوز و تیفوئید )
2- تغذیه در بیماران عفونی ( محدودیت ها و ممنوعیت ها )
3- درمان سوء تغذیه به عنوان یكی از عارضه های بیماری های عفونی
4- تغذیه در بیماران با نقص دفاعی شدید
|
و رمز عبور رو بگیرین و بعد به آدرس زیر برین تا ثبت نامتون رو انجام بدین
برای ثبت نام اینجا رو کلیک کنین
از اول ترم تا الان که دارم این پست رو مینویسم خیلی کم درس خوندم نمیدونم چرا؟ ولی کلی درس روم تلنبار شده هر استادی میاد ۳۰ صفحه دذس میده و میره به امان خدا و من میمونم و انباری از درس نخونده
ترم قبل خیلی خوب بودم اصلا نمیذاشتم درسی بمونه ولی این ترم اصلا حال ندارم درس بخونم
ولی تا حالا چند تا کنفرانس خوب دادم که نمره بیار بوده . ولی از امروز تصمیم دارم که بشینم و درسام رو بخونم چون این ترم اصلا شوخی نداره و ۱۸ واحد تخصصی سنگین برداشتم
توی این پست میخوام دلایل کتاب نخواندش بویژه دانشحو ها رو که از یکی از وبلاگ مسیر یک ذره گرفتم رو براتون بزارم
چرا دانشجوها کتاب نمیخوانند؟
نه، منظورم عامه مردم در جامعه نيست. برعكس، منظورم قشري از جامعه است كه دقيقاً بيشترين و مؤثّرترين كارشان درگير شدن با كتابهاي تخصّصي است: دانشجوها را ميگويم. در طول دورهاي كه در دانشگاه بودهام، ديدهام كه دستكم در مورد بيش از نصف دانشجوها، كتاب نخواندن و اكتفا كردن به جزوههاي اساتيد، يك واقعيّت عيني است. مخصوصاً هرچه يك درس سختتر باشد، تعداد كمتري از دانشجوها ممكن است كتابهاي آن درس را بخوانند و در عوض تعداد خيلي بيشتري به دنبال جزوه ميروند. دانشجوهايي كه بهتر جزوه مينويسند، در چنين كلاسهايي با مراجعه مكرّر همكلاسيها براي قرض كردن و كپي گرفتن جزوهها مواجه هستند. معمولاً در ترمي كه يك درس سخت ارائه ميشود، اگر وسط ترم سري به كتابخانه بزني ميبيني كه كتاب اصلي آن درس (مخصوصاً اگر انگليسي باشد) اصلاً به امانت گرفته نشده يا اگر هم كسي آن را برده، ليست رزروي برايش وجود ندارد: كسي اين كتاب را احتياج ندارد. معمولاً اين مسأله را در دوره ليسانس به حساب تنبلي دوستان و همچنين ضعف عمومي در زبان و ترس از كتابهاي زبان اصلي ميگذاشتم. در دوره فوقليسانس، چون سطح دانشجوها بالاتر است (بر اثر فيلتر نيمبند كنكور)، كمتر ميشود چنين ضعفهايي را در اين قضيّه مؤثّر دانست. امّا باز هم در مورد درسهاي سخت كاملاً مشهود است: سال پيش، ترم اوّل كه درس گرانش (نسبيّت عام) داشتيم، بيشتر همكلاسيهايم اصلاً به سراغ هيچ كتابي براي خواندن نرفتند. بعضيها ناخنكي به چند كتاب زدند و يكي دو نفر احمق (از جمله اين بنده حقير) نشستند و يكي از منابع اصلي را به طور دقيق خواندند. آخر ترم ما كه كتاب خواندهبوديم با ارفاق استاد درس را پاس كرديم و بالاترين نمره مال آنها بود كه درس را فقط از روي جزوه استاد خواندند. اين البته تجربه تازهاي نبود. در دوره ليسانس هم خيليها كه از من جزوه درسي را قرض كرده و خواندهبودند، نمرهشان از خودم كه جزوه را دقيق مينوشتم ولي نميخواندم بهتر ميشد. قصدم اين نيست كه نمرههاي پايينم را به حساب جزوه نخواندن و كتاب خواندن و روحيه دانشمندانه بگذارم. فقط ميخواهم دلايل كتابگريزي و جزوهپرستي دوستانم را كمي بكاوم ودلايلي را كه به ذهنم ميرسد بيان كنم.
اوّلين دليلش هماني است كه الآن گفتم: هر استادي به طور طبيعي يك چارچوب براي درسي كه ارائه ميكند دارد كه دانشجو براي كسب بهترين نمره بايد خود را با آن منطبق كند. مشكل از آن جا است كه معمولاً اساتيد، درس خود را با كتاب خاصّي هماهنگ نميكنند (كتابها معمولاً جديدتر از اساتيد هستند) و از طرف ديگر خودشان هم معمولاً در سطحي نيستند كه جزوهشان از نظر محتوا و ساختاريافتگي در حدّ يك كتاب درسي متوسّط (حالا نميگويم قوي)، باشد. يا بايد قيد نمره را بزني و يك كتاب خوب بخواني، يا بايد قيد سواد را بزني (معمولاً) و جزوه را حفظ كني : علم بهتر است يا نمره؟
مشكل دوّم زبان است. كتابهايي كه ترجمه شدهاند، حتّي با وجود آن كه ترجمهها غالباً دقيق و روان نيستند، به مراتب بيشتر توسّط دانشجوها خوانده ميشوند، تا كتابهاي ترجمه نشده. ياد گرفتن يك درس از روي كتاب در فشار زماني يك ترم كار راحتي نيست. حالا اگر زبان كسي هم ضعيف باشد و بخواهد يك كتاب انگليسي را براي يك درس بخواند، ميزان تلاش ذهني و وقتي كه بايد صرف كند به راحتي ميتواند چند برابر شود. اين وضعيّت بسياري از دانشجوها را دچار وحشت ميكند و به احتمال زياد قيد كتاب زبان اصلي را خواهند زد كه اين در مورد خيل از درسها به معني بازگشت به جزوه است.
سوّمين ريشه اين مسأله را در ضعف و كممايگي كتابهاي درسي مدارس ميدانم كه باعث شده به جز در مورد كتابهايي كه دانشآموران بايد سطر به سطر از بر كنند (مثل كتاب ديني)، انواع كتابهاي «كمك درسي» اهمّيّت بيشتري براي دانشآموزان پيدا كنند تا اصل كتابهاي درسي. اين مسأله از زماني كه خودم دانشآموز بودم تا كنون به طور مداوم تشديد شده، تا حدّي كه الآن با شگفتي زياد ميشنوم كه هر معلّمي يك يا چند كتاب «كمك درسي» به شاگردانش معرّفي ميكند و نقش كتابهاي درسي در درسهايي مثل فيزيك و رياضي گاهي تا حدّ فهرست موضوعات تنزّل پيدا كرده. اين ذهنيّت با ورود دانشآموزان به دانشگاه و تبديل شدنشان به «دانشجو» به دانشگاه سرايت پيدا ميكند، هر چند كه خود اساتيد هم در رواج آن نقش مهمّي دارند. كتابهاي كمكدرسي در دانشگاه معمولاً چيزي غير از جزوههاي اساتيد نيستند، در حالي كه كتابهاي درسي دانشگاهها استاندارد آموزشي و علمي به مراتب بالاتري دارند، امّا به دليل آن ذهنيّت غلط، مهجور ميمانند. شخصاً شگفتي و تحسيني را كه با خواندن كتابهايي مثل فيزيك هاليدي يا حساب ديفرانسيل توماس در اوّلين سال ورودم به دانشگاه به من دست داد به خوبي به ياد ميآورم. تازه در آن زمان بود كه كمكم از ذهنيّت جزوهپرستي فاصله گرفتم (بله، من هم زماني گرفتارش بودم).
چهارمين دليل اين مسأله را، در اين ميدانم كه كتابهاي درسي بيشتر رشتههاي دانشگاهي، مانند خود آن رشتهها و مانند خود دانشگاه، از غرب و امروز به ويژه از آمريكا وارد ايران ميشوند. ديوار بلندي كه ميان ايران و غرب كشيده شده و هر روز سياسيون سعي ميكنند بر قامت آن افزون كنند، بر ذهنها اثر حتمي دارد. اين مسأله بيشتر فرهنگي و اجتماعي است تا علمي. دانشجوي ايراني كه با بقيه جهان ارتباطي ندارد، اساتيد خارجي را نميبيند، از سمينارهاي علمي پربار كمبهره است و مهمتر از همه، روابط اجتماعي در محيط آكادميك را نميداند و نميآموزد، طبعاً به جزوههاي استادي كه ميبيند و ميشناسد متمايلتر است تا به كتابهاي درسي كه انگار در كرهاي ديگر نگاشتهشدهاند. اين مسأله (به نظر من) از پيامدهاي خواستن چيزي (دانشگاه و فوايد آن) در جامعه ايران و تن ندادن به لوازم آن است.
و امّا پنجمين دليل كه از بقيه كماهمّيّتتر نيست: تنبلي، اين نيروي شگرف كه قدرتش از نيروي هستهاي قوي بيشتر و از گرانش دوربردتر است. همه دلايل را كه كنار هم بچينيم، اگر تنبلي و رخوت ما ايرانيها را نگوييم، چيزي كم گفتهايم. تنبلي دانشجو و استاد، هر دو از عوامل مهم هستند. دانشجو راه كوتاه نمره گرفتن را جزوه ميبيند و (با پيروي از قضيّه حمار) آن راه را انتخاب ميكند. استاد هم وقتي با اعتراض و توبيخي در مورد پايين بودن كيفيّت كارش و نخنما بودن معلوماتش مواجه نميشود و همه را از اين رخوت راضي ميبيند، همان جزوه عتيقهاش را دوباره ديكته ميكند.
براي تغيير اين وضعيّت، بايد درك كنيم كه در اشتباهيم. بقيه راه چندان سخت نيست.
پيشگيري اوليه: انجام مداخلهاي قبل از اينكه اختلال يا ناتواني ايجاد شود.
پيشگيري ثانويه: پس از وقوع بيماري انجام اقداماتي به منظور شناسايي و درمان هر چه سريعتر
پيشگيري ثالثيه يا توانبخشي: هدف كاستن ناتواني ها و عوارض ناشي از بيماريست.
نقش پيشگيري اوليه به عنوان اقدامي موثر در آموزش بهداشت و در زمينة اعتياد بسيار شناخته شده است. در كنار ساير عوامل مؤثر در پيشگيري اوليه از اعتياد نقش والدين و فعاليتهاي متمركز بر نوجوانان (به عنوان قشردرگير در اعتياد) قابل بررسي مي باشد.
فشار دادن جوش ها علاوه بر اينكه كمكي به از بين رفتن آنها نمي كند حتي باعث پخش عفونت در سطح پوست هم مي شود.
جوش صورت از مشكلاتي است كه در بيشتر نوجوانان و در بسياري از افرادي كه پوست چرب دارند ديده مي شود و تاثيري منفي در زيبايي پوست دارد .
جوش هاي متورم و سرسياه به علت كم كاري مجراي انتقال چربي در صورت يا بدن به وجود مي آيند و با هيچ ماده آرايشي به طور كامل محو نمي شوند و درمان هاي مخصوص به خود را دارند.
از جوش صورت چگونه پیشگیری و یا آنرا درمان کنیم ؟
بهترين راه مقابله با آكنه ها و یا جوش های صورت به قرار زیر است :
- به حداقل رساندن مصرف ادويه ها غذاهاي چرب و سرخ كردني و شيريني ها به خصوص كشلات ها تاثير بسيار خوبي در روند بهبود جوش ها دارد .
- آفتاب گرفتن
- ورزش در هواي ازاد
- شستن نواحي پر جوش پوست حداقل روزي دو بار با آب گرم و صابون
- استفاده از كرم هاي فاقد چربي
- دستكاري نكردن آنها
* چگونگي دم كردن چاي سبز: دماي آي در اين حالت بايد ۸۵-۸۰ درجه سانتي گراد باشد. معمولا هر چه كيفيت چاي سبز بالا تر باشد دماي آب نيز ميباشد كمتر باشد. ترجيحا بهتر است قوري چاي پيش از دم كردن چاي از قبل با قرار دادن قوري درون يك كاسه حاوي آب داغ، گرم گردد.
* چگونگي دم كردن چاي اولانگ: همانند دم كردن چاي سبز ميباشد اما دماي آب در اين نوع چاي ميبايد ۱۰۰-۹۰ درجه سانتي گراد باشد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، پژوهشگران در اين مطالعات، آنتي اكسيدان EGCG موجود در چاي سبز را روي موشهاي آزمايشگاهي مبتلا به ديابت نوع اول و سندرم ابتدايي «سجوگرن» كه باعث آسيب غدد توليد رطوبت و در نتيجه خشك شدن دهان و چشمها ميشود را مورد آزمايش قرار دادند.
استفان هسو، بيولوژيست سلولهاي مولكولي در كالج پزشكي جورجيا در رابطه با اين يافته جديد گفت: مطالعات ما روي سندرم فوق متمركز شد و بنابراين دريافتيم كه EGCG نيز ميتواند در پيشگيري يا تاخير در بروز ديابت نوع يك وابسته به انسولين نقش شگفت انگيزي داشته باشد.
شرح اين آزمايشات در نشريه «لايف ساينس» منتشر شده است.
در موشها EGCG باعث كاهش شدت آسيب به غدد بزاقي در ارتباط با اين سندرم ميشود كه هيچ درمان شناخته شدهاي ندارد.
هم ديابت نوع اول و هم سندرم سجوگرن (Sjogren) هر دو از بيماريهاي سيستم ايمني خودكار بدن هستند كه باعث ميشوند بدن به خودش حمله كند، اختلالات سيستم ايمني خودكار سومين گروه شايع از بيماريها در آمريكا هستند كه حدود هشت درصد از جمعيت اين كشور را دچار مي كنند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از رويترز ، ظاهر شدن اين ويروس ، که در ماه هاي سردتر سال يعني در فواصل زماني ميان ماه هاي اکتبر و مارس فعال تر مي شود، با دقت زير نظر گرفته مي شود زيرا اين امر مي تواند نشان دهنده سطح فعاليت اين ويروس در سرزمين چين باشد که حدود ۱۳ ميليارد قطعه ماکيان در آن وجود دارد.
ويروس آنفلوانزاي پرندگان در بخش هايي از آسيا شايع شده است اما کارشناسان بيم دارند که اين ويروس به شکلي جهش يابد که به آساني از انسان به انسان منتقل شود و با به راه انداختن يک همه گيري ميليون ها نفر را به دام مرگ بکشاند.
سخنگوي وزارت کشاورزي، ماهيگيري و حفاظت از محيط زيست هنگ کنگ گفت کلاغ هاي شهري زيادي در اين منطقه وجود دارد اما کسي نمي داند که اين کلاغ از کجا آمده و يا چگونه آلوده شده است.
اين کلاغ روز چهارشنبه در سطل زباله عمومي مرده کشف شد.
بر اساس آخرين آمار وزارت بهداشت جهاني، ويروس آنفلوانزاي مرغي از سال ۲۰۰۳ تاکنون ۳۸۷ نفر را در ۱۵ کشور آلوده کرده و موجب کشته شدن ۲۴۵ نفر شده است.
منبع:پزشکان بدون مرز
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان ژاپني با انجام يک تحقيق دريافتند تغيير الگوهاي رفتاري که در اثر عرضه غذاهاي ارزان و آماده (فست فود) بوجود آمده است، نقش زيادي در همه گيري چاقي در جهان داشته است.
“هيروياسو ايسو” و همکارانش از دانشگاه اوزاکا ژاپن، در يک مطالعه شاخص جرم بدن و عادات غذايي هزار و ۱۲۲ مرد و ۲ هزار و ۱۶۵ زن ۳۰ تا ۶۹ ساله را بررسي کردند.
حدود نيمي از اين مردان و کمي بيش از نيمي از اين زنان گفتند تا زماني که احساس سيري کنند به خوردن ادامه مي دهند.
اين محققان همچنين دريافتند کمتر از نيمي از مردان و بيش از يک سوم از اين زنان تند و با شتاب غذا مي خورند.
نتايج اين مطالعه نشان داد مردان و زناني که تا سيري کامل به غذا خوردن ادامه مي دادند دو برابر همسالان خود که قبل از سير شدن دست از غذا مي کشيدند احتمال دارد دچار اضافه وزن شوند.
آنها همچنين دريافتند کساني که هم تند و هم تا سيري کامل به غذا خوردن ادامه مي دهند سه برابر همسالان خود احتمال دارد مشکل اضافه وزن پيدا کنند.
اين محققان که نتايج مطالعه آنها در شماره روز سه شنبه مجله British Medical Journal ” منتشر شده است تاکيد کردند ترکيب اين دو رفتار غذايي تاثير مضاعفي بر افزايش وزن دارد.
دکتر محمدجواد حسين زاده متخصص تغذيه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در اين باره مي گويد: تند غذا خوردن، بر فاصله زماني ميان ورود غذا به دستگاه گوارش تا فعال شدن مکانيسم هايي که در ايجاد احساس سيري در مراکز اصلي مغز نقش دارند تاثير مي گذارد و باعث مي شود فرد ديرتر احساس سيري کند. در نتيجه زمان کافي براي ايجاد احساس سيري فراهم نمي شود و فرد غذاي بيشتري مصرف مي کند.
عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران افزود: ايجاد فاصله زماني بين لقمه هاي غذا مکانيزم ايجاد احساس سيري را فعال مي کند.
وي در خصوص غذاهاي آماده و غربي يا همان فست فودها گفت اين غذاها در مدت زمان کوتاه ،مقدار زيادي انرژي موارد بدن مي کنند که کالري زيادي دارند و توان سوختن آنها در بدن نيست.
اين پزشک سپس به نتايج يک تحقيق اشاره کرد که نشان مي داد زناني که در محيط کار خود با همکارانشان غذا مي خورند غذاي کمتري مصرف مي کنند.
حسين زاده در مورد صرف غذا در جمع اعضاي خانواده گفت در محيط امن و آرام خانواده، که افراد فرصت زيادي براي غذا خوردن دارند و با آسايش بيشتري غذا مي خورند، مشکل تند غذا خوردن بروز نمي کند.
وي اضافه وزن و چاقي را يک مسئله جهاني بيان کرد و تاکيد نمود: بيشترين تکيه ما بايد انتقال الگوي غذايي صحيح شامل عادات سنتي به نوجوان و کودکان باشد.
حسين زاده گفت: غذاهاي آماده و غربي در کنار زندگي ماشيني و کم تحرکي به شيوع چاقي دامن مي زند.
اليزابت دني ويليسون و کارن کمپبل متخصصان تغذيه استراليا نيز تند خوري را يک سازوکار ژنتيکي بقا مي دانند.
آنها معتقدند زياد خوردن در شرايطي که غذا فراوان است در انسانها نهادينه شده است.
اين سازوکار در شرايطي که غذا ارزان و دسترس است براي انسانها مشکل ساز شده است.
به گفته ويلسون و کمپبل، تغيير جامعه شناسي مصرف غذا که طي آن خانواده ها کمتر کنار هم سر سفره غذا مي خورند، غذا خوردن هنگام تماشاي تلويزيون و مصرف غذاهاي آماده، تند غذا خوردن را ترغيب مي کند.
اين دو کارشناس مي گويند: افزايش دسترسي به غذاهاي نسبتا ارزان که پرانرژي ترند و در وعده هاي بزرگتري عرضه مي شوند باعث مي شود افراد تا زمان اشباع کامل همچنان به خوردن ادامه دهند.
منبع:پزشکان بدون مرز
خلاصه نویسی:
خلاصه نویسی قسمتی مهم از مطالعه می باشد . خلاصه نویسی علاوه بر کمک به در ک بهتر مطالب باعث می شود تمرکز بیشتر شده، در زمان بازگشت به مطالب خوانده شده و مرور ( دوره درسی ) زمان کمتری تلف می شود .
به طور کلی خلاصه نویسی مهم ترین منبع در اوغات فراعت یا دوره فراموش کردن می باشد و در ضمن وقتی می توانید مطالب را خلاصه بنویسید یعنی آنرا درست فهمیده اید زیرا با نوشتن بسیاری از ابهامات رفع می شود پس می توان گفت قسمت عمده مطالعه باید از روی خلاصه نویسها صورت گیرد .
توی این پست قصد دارم که روش های مطالعه صحیح رو براتون بزارم امیدوارم مفید واقع بشه
بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید ۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .
شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.