
میخوام در مورد بهداشت عمومی صحبت کنم
در مورد بی مهری هایی که نسبت بهش شده و میشه و خواهد شد
در مورد اینکه اکثر پست های بهداشتی متعلق به پزشکان عمومی هست
در مورد بی اهمیتی مسولان مربوطه
در مورد اینکه چرا اکثر بچه های مبارزه میرن حرفه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینکه چرا در مقطع کارشناسی عمومی کار زیاد نیست!!!!!
اینکه هدف از تربیت نیروی بهداشت عمومی چیه؟
و .......................
در مورد بی اهمیتی مسولان نسبت به بهداشت عمومی باید بگم که:
۱- چون اکثر مسولان بهداشتی پزشک عمومی تشریف دارن و طی دوره عمومی فقط در قالب ۱۰ واحد
درس بهداشت رو اونم بطور خلاصه و چکیده و نه کامل گذراندند و اصلا دید بهداشتی ندارند و نبایدم
داشته باشند چون ۷ سال فقط برای درمان و اصول درمان کردن یاد گرفتند نه پیشگیری از بیماری !!! پس
با اصول پیشگیری آشنایی ندارن و نباید هم داشته باشن
حیطه کاری یک پزشک محدود به مطب و یک فرد بیمار هست یعنی یک پزشک طرف حسابش یک فرد
بیمار هست که نیاز به درمان داره در صورتی که حیطه کاری بهداشت عمومی فراتر از مطب و یک فرد
بیمار بلکه یک جامعه و همه افراد بخصوص افراد سالم و در معرز خطر و برنامه ریزی برای ارتقای سطح
زندگی و سلامت روان و رفتار و آموزش بهداشت و برنامه ریزی برای پیشگیری از بیماری های مزمن و
عفونی هست!!!!
وقمی مثلا یک پزشک عمومی به عنوان ریس شبکه بهداشت یک شهر تعیین میشه طبیعتا نباید انتظار
داشت که بتونه از لحاظ بهداشتی سیستم رو بهتر کنه بلکه یک کمک بسیار خوب برای پزشکان اون
شهر میشه و انرژی خودش رو بیشتر در مراکز درمانی مثل بیمارستانها و درمانگاه ها صرف میکنه نه
آموزش بهداشت و پیشگیری که طبیعیه چون ۷ سال فقط با دید درمانی آموزش دیده نه با دید پیشگیری
به همین دلیل نمیتونه نسبت به یک بیماری به اندازه بهداشت عمومی دید پیشگیری داشته باشه و
میزار اون بیماری شیوع پیدا کنه و بعد درمان رو شروع میکنه در صورتی که پیشگیری بهتر از درمان
است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در مورد دومی یعنی بی اهمیتی مسولان نسبت به بهداشت عمومی همین بس که بدونید
بهر اندازه ای که بهداشت عمومی رشد داشته باشه و بهش توجه کافی بشه و برنامه ریزی انجام شه و
آموزش بهداشت بطور وسیع انجام بشه درآمد پزشکان محترم هم کمتر و کمتر میشه!!!!!
بهمین دلیل لازمه که پست های بهداشتی به دست
پزشکان بیفته که کنترل لازم رو داشته باشن دیگه بیشتر از این نمیتونم در این مورد توضیحبدم چون
ممکنه .... ولی اگه یکم فکر کنید خودتون متوجه میشید و پرتقال فروش رو پیدا میکنید!!!
در مورد سومی یعنی تغیییر رشته مبارزه به حرفه ای باید یگم که دیگه اینقدر زدن توی سر بهداشت
عمومی که حتی دانشجویان مبارزه با بیماریها هم رغبت و انگیزه ای برای ادامه تحصیل توی این رشته رو
ندارن و چون میدونن آینده شغلی خوبی نخواهند داشت و میرن حرفه ای چون کنکورش خیلی راحت تر از
عمومی هست و چون بازار کار بسیار خوبی داره بنابرین شاید اکثرا بدون اینکه نسبت به حرفه ای علاقه
و میل داشته باشن فقط و فقط و فقط بدلیل بازار کار و اینده شغلی مناسب و کنکور نسبتا راحت و
ظرفیت نسبتا بالا میرن حرفه ای امتحان میدن اینو آمار نشون میده و فقط و فقط کسانی که به بهداشت
عمومی علاقه دارن ادامه میدن با وجود اینکه میدونن چه اینده ای دارن!!!!!!!!!
در مورد چهارمی هم اگه توضیحات اول و دوم رو بخونید متوجه میشید چرا در مقطع کارشناسی بهداشت
عمومی بازار کار خوبی نداره چون جایی نیست که بخواد فعالیت کنه مگه جاهای پایین و خلاصه عرض
کنم که جاهایی که دستش برای کارهای لازم به جایی بند نیست
در واقع توی بازار کار مدرک کاردانی مبارزه با بیماری ها با مدرک کارشناسی بهداشت عمومی تقریبا
هیچ فرقی نداره تازه مدرک کاردانی بیشتر بازار کار داره تا عمومی!!!!!
از عجایب خلقت !!!
یعنی کسی که میره ۲ سال اضافه تر درس میخونه فرقی با کاردانی نداره و تازه بعضی اوقات پایین تره!!
تازه این وسط بهورزان هم هستند (بهورز به کسی میگن که سواد دانشگاهی نداره و فقط طی یکسری
دوره های آموزشی ای که یک کارشناس بهداشت عمومی!!!!! مدرسش هست و برگزارش میکنه شرکت
میکنه و بعد در خانه های بهداشت روستایی کار میکنه) که با کاردانهای مبارزه
در رقابتند!!!! و حتی در مواقعی اونا رو سرخ میکنند!!!!!!!!!!!!
و اما در مورد پنجمی : خدا وکیلی یه سوال از مسولین وزارت بهداشت دارم
هدف از تربیت نیروی بهداشت عمومی چیه؟
اینه که یکی بره ۴ سال درس بخونه و بعد بیاد بشینه خونه؟ یا بره جایی کار کنه که ارتباطی با رشته
تحصیلیش نداره؟ یا جایی که در شان و منزلتش نیست کار کنه؟
چرا؟؟؟ چون عمومی خونده؟
خوب اگه اینجوریه چرا بیخودی وقت و هینه و سرمایه ملی رو به هدر بدیم و بیامی ۴ سال کارشناس
بهداشت عمومی تربیت کنیم ها؟
انرژی خودمونو روی بهورز های گرامی بزاریم و اونا رو به جای بهداشت عمومی به جامعه معرفی کنیم
و کارها رو بدست اونا بدیم؟ بهتر نیست؟
دیگه نیازی نیست کارشناس بره ۴ سال اصول پیشگیری و اپیدمیولوژی و خلاصه آموزش بهداشت و
دارو شناسی و مدیریت و تغذیه و... بخونه بعد ۴ سال بیاد مرکز بهداشت کارش صبح تا شب این یشه که
واکسن برای مردم بزنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در صورتی که اصول مصون سازی و واکسیناسیون فقط و فقط یک درس ۱ واحدی در مقطع کاردانی
هست که بچه ها میگذرونن و این فقط شامل کاربرد یکی از دروس بهداشت عمومی در جامعه میشه
به عبارتی همه واحد ها یک طرف و واکسیناسیون هم یکطرف!!!!!!!!!!!!
تازه الان مسولیت مبارزه با بیماریها(بخونید فقط واکسیناسیون!!!!
) در بعضی از مراکز به عهده یک
کاردان یا کارشناس بهداشت محیط یا کاردان مامایی یا .. هستش !!!!!!
خلاصه اینکه رسالت کارشناسی بهداشت عمومی چیه؟ فقط واکسن زدن و نظارت بر کار بهورز و تدریس
دوره های بهورزیه؟ همین!!!!
در صورتی که یک کارشناس بهداشت عمومی علاوه بر اینها خیلی کارهای دیگه هست که میتونه انجام
بده مثلا یکی از کارهای اساسی بهداشت عمومی سلامت روان هست
یعنی سلامت رفتار مردم یک جامعه-برنامه ریزی برای ارتقای سطح رفتاری مردم در زندگی-آموزش
مهارتهای روانی در زندگی!!- مشاوره روانی به مردم در مراکز- آشنا سازی مردم با اختلالات روانی
پیشگیری از بروز مشکلات روانی برای مردم جامعه- سالم سازی روانی جامعه
خدا وکیلی کدوم اینا انجام میشه؟
این هم فقط یکی دیگه از کارهایی بود که کارشناس بهداشت عمومی میتونه انجام بده ولی ......
ادامه بحث رو توی یه پست دیگه میگم
فعلا
خدا نگهدار
نظر یادتون نره
ازدواج يکي از اساسي ترين و مطلوب ترين نياز هاست.انسان براي بقاء و تداوم زندگي
يکسري نيازهاي جسماني وفيزيولوژي مانند نياز به آب ،غذا،جنس مخالف و ... دارد
و ازنظر رواني نياز به ايمني ،محبت، عزت نفس و... دارد براي اينکه بهداشت وسلامت
جسمي ورواني انسان تأمين شودلازم است که بنحو مطلوب ودر زمان مناسب به
برآورده ساختن نيازهايش اقدام کند مثلاً براي تأمين سلامت جسمي تنها پر کردن
شکم کافي نيست بلکه استفاده از تمام گروههاي غذايي به نسبت مورد نياز ضروري
بنظر ميرسدو تمام گروهها اعم از نان، غلات، لبنيات، پروتئين و... بايد در سبد
غذايي خانوار گنجانده شود.بنابراين کيفيت غذاها از نظر ارزش غذايي وسالم
بودن حائز اهميت است.براي تأمين بهداشت وسلامت رواني داشتن فردي که
بتواند بعنوان حامي، همدل ،همراز وهمسر باشد از اهميت زيادي برخوردار است
. و همهي اين شرايط را ميتوان در يک ازدواج منطقيواصولي مهيا کرد
پس لازم است در زمان مناسب به اين نياز بنيادي که موجب آرامش جان وانبساط
خاطر است وشرط لازم براي کمال وکامل شدن است بنحو مطلوب پاسخ گفت
. سن ازدواج وهنگامه آن بستگي به شرايط وموقعيت فردي دارد و بطور کلي ميتوانيم
بگوئيم که هنگامي که فرد از نظر جسماني(که با ترشح هورمونهاي جنسي در
خون و رشد ونمو بدني وتغييرات جسمي آغاز ميشود) ازنظر شناختي
(کفايت عقلاني ،توانايي ارزيابي مسائل،استقلال فکري،
وهمچنين کسب مهارتهاي زندگي)از نظر رواني اجتماعي
(رشد عاطفي، توانايي محبت کردن ومورد محبت واقع شدن ،توانايي
برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ودرک اين موضوع که هر انساني
بخاطر داشتن ويزگيهاي ژنتيکي و محيطي متفاوت، منحصر بفرد است)
به بلوغ مي رسد زمان مناسبي است که به اين پيوند مقدس وپر رمز و
راز بيانديشد پيوندي که آرامشگر جان وتضمين کننده سلامت روان است و
براي اينکه اين بستر فراهم شودبايد در انتخاب همسر که يکي از مهمترين
وبنياديترين انتخابهادر زندگي است دقت کافي مبذول داشت هماهنگي
وهمسويي داوطلبان ازدواج در همهي زمينهها از جمله تحصيلات ، سن، اعتقادات،
طبقه اجتماعي واقتصادي، خصوصيات اخلاقي،سلامت وپاکي نفس،سلامت
رواني وتعادل عاطفي و....بسيار حائز اهميت است که البته نه بطور آرماني
بلکه بصورت واقعي ومنطقي بايد مد نظر قرار داده شود علاوه بر همسويي
در جهات مختلف که مطرح شد وجود علاقه ومحبت بين طرفين نيز بعنوان
يک نياز اساسي مطرح است چرا که ممکن است همه شرايطتناسب و
هماهنگي رعايت شود ولي علاقهبين داوطلبان ازدواج وجودنداشتهباشدوهرچندکه
درزندگي تفاهم داشته باشند وپدر ومادر خوبي شوند ولي مسلماً
بهداشت رواني آنها تأمين نشده وهمين مسأله موجب ارضاء نشدن نياز
عاطفي زوجين شده و اين عدم رضايت کم کم منجر به ايجاد مشکلات
روحي ورواني مثل اضطراب ،افسردگي و سرخوردگي در فرد مي گردد و
هدف اصلي ازدواج را که همان رسيدن به آرامش وکمال است تأمين
نمي کند پس وجود علاقه براي يک ازدواج مطلوب وحساب شده
شرط لازم وضروري است داوطلبان ازدواج مي توانند با احراز همسويي
وهماهنگي در زمينههاي ياد شده در اولين فرصت اقدام به ازدواج نمايند و به اين طريق طبيعيترينوبحقترين نيازخود را پاسخ دهند.
مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی
و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است.
بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع بهداشت جسمی و بهداشت روانی
تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر میگذارند).
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با عملکرد فردی – اجتماعی
و آسیبهای روانی – اجتماعی دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این
اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامههای متعدد بهداشت روانی در سه
بعد پیشگیری ، درمان و توانبخشی میشود این سه بعد در برگیرنده تمام
اهداف و فعالیتهای بهداشت روانی است.
تعاریف بهداشت روانی
تعریف سازمان بهداشت جهانی
بهداشت روان چيزي فراتر از فقدان يا نبود بيماري است .بعد مثبت
بهداشت روان كه سازمان بهداشت جهاني روي ان تكيه دارد. در تعريف
سلامتي لحاظ شده است (سلامتي يك حالت رفاه فيزيكي رواني و
اجتماعي است نه فقط فقدان بيماري و يا ناتواني .)
مفهوم بهداشت روان شامل رفاه ذهني احساس خود توانمندي كفايت درك
همبستگي بين نسلي و توانايي تشخيص استعدادهاي بالقوه هوشي
وعاطفي در خود است . بگونهاي ديگر ميتوان گفت : بهداشت روان حالتي
از رفاه است كه در ان فرد توانايي هايش را باز مي شناسد و قادر است
با استرسهاي معمول زندگي تطابق حاصل كرده از نظر شغلي مفيد و
سازنده باشد و به عنوان بخشي از جامعه با ديگران مشاركت وهمكاري
داشته باشد . بهداشت روان به همه ما مربوط است نه فقط به كساني
كه از بيماريهاي رواني رنج مي برند .
عوامل موثر بربهداشت روانی
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت
جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر
از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی
تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل
زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون :
عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی
و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.
ابعاد بهداشت روانی
پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)
هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است،
با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت
در فرایند اختلال" بدست میآید." برنامههای آموزش بهداشت روانی
(نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)،
برنامههای بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامههای تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستمهای حمایت اجتماعی (نظیر بیمههای درمانی ، ایجاد و حمایت
از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا) نمونههای
پیشگیری نوع اول میباشد.
پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)
هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان
فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریهها و اقدامات درمانی
نظیر دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ،
روانکاوی و ... در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار میگیرد.
پیشگیری نوع سوم
هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی
از تواناییهای از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند
به گونهای مفید و سازنده به زندگی خانوادگی ، اجتماعی و شغلی خود باز گردد
. در واقع برنامههای این بعد با توانبخشی (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از
بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده
توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل میکند.
چشم انداز بحث
موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای مردم ، سازمانها و دولتها بسیار
مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفتهای
علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع
زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف میکنند و در کنار آن با
تدوین برنامههای جامع از سازمانها و منابع محلی – اجتماعی نیز استفاده میکنند.
متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.
بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتداییترین حق خود یعنی
بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت
موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت
دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار مشکلات روحی – روانی افراد
فراموش شده در ایران هستند
پیرو مطلب بیچاره شدم رفت باید عرض کنم که این ترم ۳ واحد باکتری شناسی داریم دو هفته پیش
استادمون خواست ازمون ۵ نمره میان ترم بگیره که همه بچه ها مخالفت کردیم و گفتیم
هفته آینده ! استادمون که گوشش به
این حرفها بده کار نبود داد برگه ها رو کپی گرفتن گفت هر کی میخواد امتحان بده!!
وقتی استاد رفت برگه ها رو بیاره همه بچه ها از کلاس زدیم بیرون و وقتی استاد اومد و با کلاس خالی
روبرو شد یه سر به حالت تاسف تکون داد به سمتخروجی سالن رفت بچه ها هم که فکر میکردند استاد
از امتحان منصرف شده و هفته آینده میگیره شروع به دست زدن و سوت کشیدن و خلاصه......
یه دفعه استاد رنگش پرید بابت حرکات ما توی سالن یک راست رفت سمت اموزش و مدیر گروه دانشکده و یه نامه به رئیس دانشکده نوشت رفت
هر چی به استاد گفتیم اشتباه کردیم بیا الان ازمون امتحان بگیر اصلا توجه کرد خلاصه اینطور شد که ۵
نمره از درس ۳ واحدی (یعنی ۱۵ نمره) از کفمون رفت و امتحان باکتری رو باید تز ۱۵ نمره امتحان بدیم
|
ماده ضد عفونی کننده پرکلرین را بشناسیم
پرکلرین یا گرد کلر چیست؟پرکلرین (هیپو کلریت کلسیم) ماده ایست سفید رنگ با خاصیت گندزدایی که جهت ضدعفونی آب ، سبزی ، میوه ، ظروف، حمام، توالت و محلهای آلوده بکار میرود. این ماده معمولا در بازار با درجه خلوص ۶۰ - ۷۰ درصد عرضه میشود. پیشگیری از بیماری به مراتب ساده تر و ارزان تر از درمان است. عامل بسیاری از بیماریهای واگیر رودهای (وبا و...) موجودات بسیار ریزی هستند که با چشم دیده نمی شوند. این موجودات با خوردن آب، سبزی و میوه آلوده و یا از طریق انتقال آنها توسط دست یا حشرات به مواد غذایی و ظروف وارد بدن انسان شده و ایجاد بیماری مینماید. یکی از راههای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای واگیر روده ای ضد عفونی کردن آب های آشامیدنی و مصرفی و میوه و سبزیجات با محلول پرکلرین می باشد.
طریقه ضد عفونی آب مصرفی خانگی:اگر آب آشامیدنی شما از آب لوله کشی شهر تامین نمی شود بهتر است آب آشامیدنی خود را جهت اطمینان کامل بطریق زیر ضد عفونی نمایید. توجه کنید:هر آبی، بدون توجه به منبع ، زلالی و یا رنگ و بو و مزه آن، غیر بهداشتی محسوب میشود مگر اینکه با کلر ضد عفونی شود. سه قاشق مربا خوری (۱۵ گرم) گرد پر کلرین را در یک بطری (رنگ بطری تیره باشد) یک لیتری آب اضافه نموده (به این محلول محلول مادر میگویند) و بهم بزنید. سپس هفت قطره از این محلول(محلول مادر) را به یک لیتر آب اضافه نموده و بهم بزنید. پس از نیم ساعت با اطمینان خاطر مصرف نمایید.
چند نکته مهم:
گردآوری: دكتر فرید عباسی |
||
چند وقت پیش اخبار اعلام کرد که ضمن خدمت برای کاردانی به کارشناسی حذف شده این خبر برای
خیلی ها بد شد چون اگه سی با مدرک کارانی استخدام یک اداره باشه دیگه نمیتونه کنکور کارشناسی
شرکت کنه و همزمان هم کار کنه و هم درس بخونه و به اصطلاح پاره وقت بره دانشگاه یا باید مرخصی
دوساله بدون حقوق بگیره یا باید از اون اداره بیاد بیرون و بره ادامه تحصیل بده اول بره کارشناسیشو بگیره
بعد بره استخدام بشه این کار به این دلیل بود که اکثر کارمند هایی که میرفتن ضمن خدمت و ادامه
تحصیل میدادن اصلا سر کلاس نمرفتن و یا خیلی کم بهمین دلیل چیزی یاد نمیگرفتن و فقط مدرکشو
میگرفتم بهمین دلیل این قانون اومد تا هر کی کاردانی داره و استخدام هست باید بطور کامل بره سر
کلاس و مطالب رو کاربردی یاد بگیره که البته کار بسیار خوبی هم هست .