
سلام
امروز میخوام در مورد آنفولانزا صحبت کنم البته نه در مورد خود بیماری و پیشگیری چون به حمدالله اینقدر تراک و بنر و پوستر و آموزش داده شده که من هفته پیش که کار آموزی روستا بودمن حتی بچه های دبستان روستا هم از من بیشتر میدونستند میخواتم در مورد یه مسئله مهم دیگه حرف بزنم در مورد داروی آمانتادین و ریمانتادین هست داروهایی که برای پیشگیری و درمان آنفولانزای نوع a و نه خوکی استفاده میشند . داروی آمانتادین در حالت عادی مصرف پایینی داره و بوفور در داروخانه ها پیدا میشه دقیقا موقعی که احتیاجی بهش نیست زیاد ولی الان که خیلی بهش نیاز هست نایاب شده و باید هفت خان رو بگذرونی تا داروخانه بهت بده و یا کسی سفارش کنه!!!! هر چند به شخصه معتقد به مصرف این دارو نیستم چون اولا فرهنگ دارو مصرف کردن مردم ایران کیلویی هست و مثل آبنبات مردم دارو مصرف میکنند باعت بروز مقاومت دارویی میشه و اونوقت.....!!! و دوما اینکه آنفولانزا بیماری کشنده ای نیست و فقط در افراد پر خطر مثل بالای 65 سال و کودکان زیر 5 سال و مادران باردار و کسانی که کورتون و مشتقاتش رو مصرف میکنند و خلاصه کسایی که دارو های سرکوب گر سیستم ایمنی مصرف میکنند و کسانی که مشکل و یا بیماری تنفسی دارند خطرناکه که اونم با مصرف دارو های ضد ویروس قوی موجود خوب میشن مگه به موقع درمان نشند ولی بهر حال چون تبلیغات شده که آمانتادین و مشتقاتش پیشگیری میکنه از خوکی!! و همه در به در دنبال لش میگردن نایاب شده من یه سوال از مسئولین غذا و دارو دارم اونم اینه که چرا شما که قبل از شیوع این بیماری در ایران احتمال میدادین که به ایران هم سرایت کنه تولید این دوروها رو زیاد نکردید تا الان به وفور در بازار باشه و هر کی میخواد مصرف کنه که حداقل از نوع فصلی پیشگیری کنه؟؟؟ مگه نه اینکه دارو با توجه به نیاز کشور تولید میشه؟ مگه نه اینکه باید در توزیع دارو در داروخانه نظارت بشه؟؟؟ چرا هر داروخانه ای میره آدم میگن نیست!!!!!!!!!!!!!! خوب این نیست دو معنی داره اول اینکه آمانتادین تولید نمیشه و یا کم توزیع میشه و کلا تو بازار کم هست
که این بدلیل بی برنامگی مسولیین دارویی هست دوم اینکه دارو هست ولی داروخانه ها از توزیع دارو خودداری میکنند که اگه این باشه باید تاسف خورد البته خیلی هم دور از انتظار نیست چون هر چیزی طالب زیادی داشته باشه یهو نایاب میشه!! حتی من امروز در گاراژ(مرکز شهر) این دارو و چند داروی ضد ویروس رو دست دست فروش ها و اونهایی که ترامادول میفروشن دیدم که میگفتند آمانتادین آمانتادین!!!
که از عجایب خلقت بود سوال اینه که اینا این دارو رو از کی گرفتند که دارند با چند برابر میفروشند؟؟ چرا جلوشونو نمیگیریم؟؟
اصلا چرا اجازه میدیم که افرادی که حتی نمیدونند دارو چیه پاشن بیان وسط خیابان و ترامادول و.... بفروشند اینا این داری قوی رو از کجا میارن از کی میگیرن؟ چرا کسی جلوشونو نمیگیره؟ چرا هر داروخانه ای میرم میگه آمانتادین نداریم؟ پس اگه این دارو الان که مثلا بهش احتیاج هست نایاب بشه دیگه به چه دردی میخوره بوفور باشه وقتی بهش احتیاج نیست دقیقا الان که نیاز هست بهش نیست و وقتی لازم نیست هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهر حال این بیماری تا 2 سال مهمون ماست و هر چند ماه یه بار طغیان میکنه بهتره که همه بگیرن و مصونیت دائمی داشته باشن
هدف من از این حرفها زیر سوال بردن کسی نبود بلکه درد دلی بود با خودم شما و هر کسی که این مطلب رو میخونه
موفق باشید
از بهر ناچاری ز دنیای تار گویم
از بهر خجلت خود ز مردم گویم
ز کار آموزی و ماجراها گویم
از بدرقه سگان روستا گویم
ز مشکلات درس گویم
نمیدانم از چه گویم؟
نمیدانم بهر همنشینی با قوم ...ر ز خوابگاه گویم
ز هورت کشیدن های ایشان هنگام چای خوردن گویم
ز هر شب لوبیا خوردن های ایشان گویم
ز بدبینی و سو ظن های ایشان گویم؟
زچه گویم ای دوست نیمدانم؟
ز بهر جدیدالورود های دانشگاه گویم
ز بی تجربی آنان گویم
ز بهر دل نازک بودن ایشان گویم؟
نمیدانم
ز بهر سربازی و پا جفت شدن گویم؟
بهر ۵ صیح بیدار باش گویم؟
ز بهر کنکور کارشناسی و ظرفیت کم گویم؟
ز بی مهری مسولان بهر بهداشت عمومی گویم؟
ز حذف یکباره کاردانی گویم؟
نمیدانم چه گویم؟
نمیدانم..
نمیدانم
نمیدانم...
به بهانه رسیدن پاییز و ترم جدید:
تابستان رفت و جاشو به پاییز داد
گرما رفت و جاشو به خنکی داد
طراوت رفت و جاشو به خشکی داد
سرسبزی رفت و جاشو به نارنجی داد
برگ سبز رفت و جاشو به خزان برگ داد
نسیم رفت و جاشو به سوز داد
تابستان رفت و جاشو به پاییز داد
بازیگر رفت و جاشو به چهره پرداز طبیعت داد
شور و شوق رفت و جاشو به کسلی داد
خواب دیر هنگام رفت و جاشو به خواب زود هنگام داد![]()
بیداری دیر هنگام رفت و جاشو به بیداری زود هنگام داد![]()
تنبلی و بی خیالی رفت و جاشو به تلاش و جدیت داد![]()
تابستان رفت و جاشو به پاییز داد
آفتاب داغ رفت و جاشو به ابر باران داد
خنده خورشید رفت و جاشو به گریه آسمان داد
تفریح وبازی رفت و جاشو به درس و دانشگاه داد![]()
خانه رفت و جاشو به خوابگاه داد![]()
دروس تئوری رفت و جاشو به دروس عملی داد![]()
تابستان رفت و جاشو به پاییز داد
کلاس رفت و جاشو به مرکز بهداشت و درمانگاه داد![]()
استاد رفت و جاشو به مربی داد![]()
پاچه خواری استاد رفت و جاشو به پاچه خواری ارباب رجوع داد![]()
مشروطی و افتادن رفت و جاشو به معدل بالا داد![]()
درس نخواندن رفت و جاشو به ترس از سربازی داد![]()
تابستان رفت و جاشو به پاییز داد
کاردانی رفت و جاشو به آینده نامعلومی داد![]()
![]()
![]()
بهداشت عمومی رفت و جاشو به پرستاری-پزشکی و همه رقم داد![]()
تابستان رفت و جاشو به پاییز داد
رفت که جاشو به پاییز بده پاییزی که به چهره پرداز طبیعت معروفه و
چون بابام شغلش آزاده الانم نزدیک مردسه هست باید بهش کمک کنم که خودش یه دنیا خستگی داره
تازه شغل بازاریابی رو هم که مربوز به پخش مواد غذایی هست رو هم دارم که اونم بماند
کارهای خانه هم بماند
دوستان و رفقای گرامی هم که باهام کار دارن و با هم میریم بیرون بماند
کارهای دانشگاه و خوابگاه و ...... بماند
کار نرم افزار محرم که شروع کردم بماند
همه این کارها در طول روز هست که از صبح تا شب طول میکشه
![]()
![]()
![]()
چی میشد یه داداش داشتم !!!!!!!!!!!!!! تا کارها تقسیم بشه اخه خدا این عدالته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیدوارم حالتون خوب باشه
امروز تصمیم گرفتم برای کنکور سال آینده برم یه موسسه آموزشی ثبت نام کنم خیر سرم رفتم موسسه
سنجش و دانش بعد از احوالژرسی گفتم برای بهداشت عمومی میخوام ثبت نام کنم طرف رفت لیست
رشته های تحت پوشش رو آورد تمام رشته های علوم پزشکی رو داشت بغر از بهداشت عمومی!!!!!!!!
باور نمیشد توی موسسات هم بهداشت عمومی رو له کنن!! حتی بهداشت حرفه ای و محیط هم بود
ولی عمومی نبود
الان که اومدم خونه رفتم سایت های موسسه آزاد ماهان - سنجش تکمیلی
پارسه و چند تای دیگه ولی هیچکدوم بازم بهداشت عمومی رو نداشتن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه من نمیدونم روی چه حسابی بهداشت عمومی رو داخل لیست نداشتن حتی رشته های معدن و
چوب بری و آهن آلات و دامپروری و آبخیزداری و منابع طبیعی و نمیدونم هر چی رشته نا آشنا بود داشتن
ولی بهداشت عمومی رو نه!!!!!!!!!!!!!! داره برام جالب میشه از یه طرف مسولین محترم و محترمه به
بهداشت عمومی و آینده اون اظهار لطف دارن و از این طرف هم موسسات آزاد آموزشی هم به بهداشت
عمومی ارادت خاصی دارن واقعا موندم توی کار وزارت بهداشت که داره چیکار میکنه با بهداشت عمومی
خدا وکیلی اگه میخواین نابودش کنین مشکلی نیست ولی چرا زجر کش میکنین !!!
از یه طرف توی دفترچه انتخاب رشته سراسری کاردانی بهداشت عمومی رو برداشتین از یه طرف
کارشناسی پیوسته همه رشته ها ی کاردانی رو گذاشتین بغیر از بهداشت عمومی!!!!
از یه طرف توی ظرفیت های کارشناسی ناپیوسته عدالت رو رعایت نمیکنین
از یه طرف موسسات اموزشی بهداشت عمومی رو نمیشناسن ولی رشته های........ رو دارن!!!
والله به خدا موندم پا در هوا که چیکار کنم
به خدا دیگه اون انگیزه اول رو اصلا ندارم دارم کم میارم نمیدونم چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟
حافظ
و من با وجود اینکه اصلا هیچی نخوندم و اصلا یک ورق کتاب هم نگاه نکردم و فقط با توجه به مطالب
کلاسی و امید به خدا و اون مورچه هایی که روز کنکور با خودم بردم رتبم ۱۰۰۰ شد که البته اصلا انتخاب
رشته نمیکنم چون دوست ندارم امسال برم میخوام سال بعد دانشگاه بهتری قبول شم و همچنین چون
من فقط نیمه دوم رو میتونم انتخاب کنم ژس احتمالش ضعیفه که قبول شم نیت شرکت آزمایشی بود که
حاصل شد
فعلا
این حرفها رو نه جدی بگیرید نه شوخی!! بلکه به عنوان یک پیشنهاد نگاه کنید
۱-همیشه در محیط دانشگاه سعی کنید ظاهری آراسته و مرتب داشته باشید و از پیروی کردن از مدهای روز لباس و مو جدا خودداری کنید چرا که شان دانشجویی را با این کار زیر سوال میبرید همچنین نوع دیدگاه نسبت به شما به نحو دیگری تعبیر میشود نوع لبلس و مدل ریش و مویی را انتخاب کنید که همیشه بوده و هست نه مدلی که جدیدا آمده و بزودی میرود
۲- در انتخاب دوستان جدید در دانشگاه خیلی خیلی خیلی دقت کنید چرا که نوع دوستان شما و کسانی که در محیط با آنان هستید در نوع دیدی که دیگران نسبت به شما دارند بسیر موثر خواهد بود و از طرفی انتخاب دوست میتواند شما را به قله یا به پرتگاه ببرد پس دقت لازم را بعمل آورید
۳- یه توصیه دوستانه و جدی برای کسانی که به کارهای فوق برنامه و فرهنگی علاقه دارند:
ارگان هایی که در دانشگاه بعنوان فوق برنامه عمل میکنند بشرح زیر است:
a-نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها که خود شامل تشکلهای دانشجویی:
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل جامعه اسلامی دانشجویان و چند تشکل دیگر
و شامل کانون های دانشجویی نهاد رهبری که شامل کانون نهضت نرم افزاری کانون فرهنگی و
اجتماعی کانون انتظار سبز میباشد
b.بسیج دانشجویی
c.جهاد دانشگاهی
d.امور فرهنگی
و گروهای دانشجویی خود جوش میباشد
اگر میخواهی در دانشگاه یشرفت کنید و سطح خود را بالاببرید توصیه میکنم با توجه به علاقه خود به
عضویت یکی از ارگان های بالا در بیایید چرا که در این گروههای چیز های زیادی را فرا خواهید گرفت زیرا در این گروههای مسولیت پذیری و کار گروهی را فرا خواهید گرفت از طرفی نحوه کارهای اداری و شرکت در همایش و ها و سخنرانی کردن در گروههای و رهبری گروهی را یاد میگیرید همچنین تجربه زیادی کسب خواهید کرد و نیز برای آینده خود نیز سرمایه گذاری خواهید کرد چرا که از اکنون خود را ساخته اید
۴-همیشه سعی کنید با اساتید خود روابطی صمیمی و گرم داشته باشید )منظورم چاپلوسی و پاچه خواری نیست!!!!!!!!) رابطه صمیمی با استاد باعث میشود به آن درس علاقه مند شوید و درس را بهتر فرا بگیرید همچنین در مواقعی نیز استاد به یاریتان خواهد امد
۵- همیشه در هر کلاسی تعدادی دانشجو که برای تنها چیزی که دانشگاه نیامده اند درس هست وجود دارد سعی کنید در عین احترام از آنان دوری کنید و در حد سلام علیک
۶- همیشه بگذارید استاد درس را تمام کند و خودش از درس دادن دست بکشد نه اینکه شما از او بخواهید و از گفتن کلمه خسته نباشید خود داری کنید چرا که این به این معنی است که استاد لطفا درس نده و باعث دلسردی استاد خواهد شد و آخر ترم جبران خواهد کرد
۷-هر وقت استاد خواست امتحان بگیرد سعی کنید یک هفته عقب بیندازید تا فرصت بیشتری داشته باشید ولی حتما هفته بعد امتحان بدهید و از امتحان امتناع نکید که عواقبی بس ناگوار بدنبال خواهد داشت
۸- سعی کنید شب قبل مباحثی که استاد فردا قرار است تدریس کند را یکبار روزنامه وار بخوانید این کار کمک شایانی به فهم مطلب میکنید
۹-درس همان روز را سعی کنید همان روز بخوانید یا حد اقل دروس را بطور هفتگی بخوانید که
آخر ترم مثل ........ درباتلاق گیر نکیند (اینو خیلی جدی بگیرید)
۱۰- در محیط دانشگاه سعی نکنید ادای آدمهای خیلی مثبت را دراورید یا بقول معروف نقش پلم را بازی نکنید که بسیار مورد نفرت واقع خواهید شد
۱۱-از درگیری در محیط دانشگاه بشدت خودداری کیند
۱۲-با کارکنان و کارمندان دانشگاه بخصوص آموزش رابطه ای گرم و صمیمی داشته باشید چرا که همه امور شما بدست آنان انجام میشود و زحمات زیادی را متحمل میشوند و در اخر هم آنان امور شما را انجام میدهند
۱۳-اگر میخواهید از عرصه علم عقب نباشید باید در زمینه های تخصصی رشته خود کتب خارج از درسی را مطالعه کیند لیست آنان را میتوانید از استاد مربوطه بگیرید
۱۴ - سوالهایی را که اساتید سر کلاس میپرسند را سعی کنید جواب دهید چرا که این افراد بعنوان یک دانشجوی زرنگ در ذهن استاد باقی خواهند ماند
۱۵-در کارگاهها و همایش های علمی ای دانشگاه برگزار میکند شرکت کنید
۱۶-در مراسم های فرهنگی نقش موثر داشته باشید
۱۷-کتب و رفرنس هایی که اساتید معرفی مینند را سعی کنید در حد توان تهیه کنید بخصوص کتب مرجع
۱۸- در اردوهای دانشگاه حتما شرکت کنید که خاطره انگیز خواهد بود
دیگر پیشنهادی بذهنم خطور نمیکند اگر شد ادامه انرا مینویسم
این نصایح را نه بعنوان یک راهکار بلکه بعنوان یک دیدگاه که باید در مورد آن فکر کنید نگاه کنید
موفق و پیروز باشید
توی این پست میخوام به نقش فیلمهای متحرک کارتونی در آموزش بهداشت اشاره کنم
راهای زیادی برای آموزش بهداشت وجود داره
از طریق گفتگوی حضوری کلاسهای اموزشی که خودش شامل کارگاه سمینار و کنگره و همایش و.....
خلاصه روشهای زیادی برای آموزش بهداشت وجود داره ولی یکی از جدیدترین و عام ترین روشها که
امروزه یه مقدار توی چشم هست ساخت انیمیشن های متحرک هست نمونه بارز این فیلمها همون
داوود خطر و سیاساکتی هست که البته در زمینه قوانین رانندگی هست
ولی امروز شاهد این هستیم که صدا و سیما قضیه این فیلمها رو به قوانین رانندگی ختم نکره و در مورد
مسائل ایمنی کار و صنعت و صرفه جویی در مصرف انرژی و سلامت و بهداشت هم انیمیشن میسازه که
جای بسی خوشحالی داره که صدا و سیما به سلامت مردم اهمیت میده که البته از رسانه ملی کمتر از
این هم انتظار نمیره
بحث من در مورد بیشتر فیلمهای بهداشتی هست
مثل فیلمی که یک پدر سیگاری رو نشون میده و بچه از اون الگو برداری میکنه و پدر بخاطر بچش سیگار ر
کنار میزاره یا انیمیشن یه معتاد که از یه جوان تقاضای کمک میکنه و جوان بهش یه سیب میده و معتاد
قضیه اعتیادش رو بهش میگه
این جور فیلمها تاثیر بسزایی در تفکر و رفتار مردم داره برای روشن شدن این موضوع مراحل تغییر رفتار رو
براتون توضیخ میدم
اهداف آموزشی آموزش بهاشت سه دسته هست که در مورد سیگار و رفتار بهداشتی نوع حیطه
عاطفی(نگرشی) مطرح میشه یعنی فرد باید به مرحله ای برسه که رفتار یا گروهی از رفتارهای مطلوب
وابسته به یه ارزش رو از خود نشان بده
من در اینجا مثال اعتیاد رو میزنم
برای عقیدهمند کردن افراد نسبت به طرز تفکر باید ۵ مرحله زیر طی بشه
۱- مواجهه:
یعنی افراد رو با موضوع اعتیاد از طرق مختلف مواجهه بدیم و روبرو کنیم و اونا رو در معرض موضوع اعتیاد
قرار بدیم مثلا با نمایش دادن یه انیمیشن در مورد اعتیاد عواقب آن(همون کاری که صدا و سیما میکنه)
یا از طریق کتبی مثل کتاب و نشریه و روزنامه و مصاحبه و گفتگوی تلویزیونی و...
از اردو برگشتم
اردوی بسیار جالبی بود
راستی نتایج کنکور کارشناسی رو اول شهریور اعلام میکنن
البته برای من خیلی مهم نیست چون حتی امیدوار نیستم که مجاز شده باشم
بهرحال گفتم که بدونید
فعلا
امشب از طرف دانشگاه میرم تهران برای یه نشست سیاسی فرهنگی دانشگاههای سراسر کشور
که میزبانش دانشگاه شهید عباسپور هست تا یه هفته ای نیستم
فعلا
هفته پیش همراه خانواده به غار قوری قلعه واقع در شهرستان پاوه رفتم که عکسهاشو توی ادامه مطلب میزام
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کیند
| |||
| |||
عکسها:
الان که دارم این پست رو مینویسم حدودا 3 ساعت مونده به امتحان کارشناسی
و من با کوله باری از نشاط و شادابی و خاطر جمعی از اینکه قبول نمیشم وارد این عرصه عظیم میشم
این مطلب رو در سایت کتابخانه مرکزی مینویسم
و بجای اینکه نکات رو مرور کنم دارم اینترنت بازی میکنم
نمیدونم چرا ولی از بعد از عید مرتب یه چیزی میگفت که بزار سال بعد خوب بخون(شاید شیطون بوده جدیدا
باهاش خیلی رفیقم)
چون در مقطع کاردانی سرم شلوغ بود و همش دنبال کارهای فوق برنامه بودم و...
هر چند خودمم اشتباه داشتم و مقصر خودمم بهر حال دارم لحظه شماری میکنم تا لحظه موعود فرا برسه
راستی چند تا مورچه درشت و باهوش با خودم آوردم که ببرم سر جلسه و سوالات آمار و تغذیه و اصول
اپیدمیولوژی رو برام جواب بدن مدل 2009 هستن اینا
ولی از هفته بعد تصمیم جدی برای سال بعد دارم
کمک نکنه احتمالا بیفتم
از امتحان تئوریش هم میترسم کلا از حشره میترسم
چون سخته و حفظ
کردنی بعلاوه درس باکتری هم اوضاعش مشابه حشره هست کلا با این جور درسا زیاد حال نمیکنم چون
همش حفظ کردنی هست در عوض درس اپیدمیولوژی بیماریهای شایع رو عالی دادم چون همش
تحلیلی و نمودار و تفسیر و فکری بود اصلا باهاش حال کردم درس باید فهمیدنی باشه نه حفظی!!!!!!!!!!
خلاصه اینکه این ترم احتمالا حشره و باکتری رو میفتم البته اگه خدا کمک کنه
برام دعا کنین که نیفتم![]()
میروم تا دل غمگین تو را شاد کنم
دل غمگین تو را ز غصه آزاد کنم
میروم با همه غصه و تنهایی خود
غم تنهایی خود به عالم آواز کنم
از اونجایی که مطالب بهداشت عمومی وسعت زیادی داره و حدود یک سال از عمر این وبلاگ میگذره
دوست دارم این وبلاگ گروهی اداره بشه پس از علاقه مندان دانشجوی بهداشت(عمومی حرفه ای
محیط) دعوت به همکاری در نوشتن مطالب این وبلاگ میشه برای این کار آدرس ایمیل نام و رشته و
دانشگاه خودتونو توی نظرات خصوصی اعلام کنید تا در اسرع وقت براتون یوزر درست کنم
موفق باشید
یه مدتی هست که بخاطر امتحانات آپ نمیکنم
امتحانام سخت و فشرده هست و فقط قصد قبولی رو دادم نه نمره خوب مخصوصا در درس حشره شناسی
پزشکی و باکتری و ویروس شناسی
موفق و موید باشید
خدا نهدار
میخوام در مورد بهداشت عمومی صحبت کنم
در مورد بی مهری هایی که نسبت بهش شده و میشه و خواهد شد
در مورد اینکه اکثر پست های بهداشتی متعلق به پزشکان عمومی هست
در مورد بی اهمیتی مسولان مربوطه
در مورد اینکه چرا اکثر بچه های مبارزه میرن حرفه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینکه چرا در مقطع کارشناسی عمومی کار زیاد نیست!!!!!
اینکه هدف از تربیت نیروی بهداشت عمومی چیه؟
و .......................
در مورد بی اهمیتی مسولان نسبت به بهداشت عمومی باید بگم که:
۱- چون اکثر مسولان بهداشتی پزشک عمومی تشریف دارن و طی دوره عمومی فقط در قالب ۱۰ واحد
درس بهداشت رو اونم بطور خلاصه و چکیده و نه کامل گذراندند و اصلا دید بهداشتی ندارند و نبایدم
داشته باشند چون ۷ سال فقط برای درمان و اصول درمان کردن یاد گرفتند نه پیشگیری از بیماری !!! پس
با اصول پیشگیری آشنایی ندارن و نباید هم داشته باشن
حیطه کاری یک پزشک محدود به مطب و یک فرد بیمار هست یعنی یک پزشک طرف حسابش یک فرد
بیمار هست که نیاز به درمان داره در صورتی که حیطه کاری بهداشت عمومی فراتر از مطب و یک فرد
بیمار بلکه یک جامعه و همه افراد بخصوص افراد سالم و در معرز خطر و برنامه ریزی برای ارتقای سطح
زندگی و سلامت روان و رفتار و آموزش بهداشت و برنامه ریزی برای پیشگیری از بیماری های مزمن و
عفونی هست!!!!
وقمی مثلا یک پزشک عمومی به عنوان ریس شبکه بهداشت یک شهر تعیین میشه طبیعتا نباید انتظار
داشت که بتونه از لحاظ بهداشتی سیستم رو بهتر کنه بلکه یک کمک بسیار خوب برای پزشکان اون
شهر میشه و انرژی خودش رو بیشتر در مراکز درمانی مثل بیمارستانها و درمانگاه ها صرف میکنه نه
آموزش بهداشت و پیشگیری که طبیعیه چون ۷ سال فقط با دید درمانی آموزش دیده نه با دید پیشگیری
به همین دلیل نمیتونه نسبت به یک بیماری به اندازه بهداشت عمومی دید پیشگیری داشته باشه و
میزار اون بیماری شیوع پیدا کنه و بعد درمان رو شروع میکنه در صورتی که پیشگیری بهتر از درمان
است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در مورد دومی یعنی بی اهمیتی مسولان نسبت به بهداشت عمومی همین بس که بدونید
بهر اندازه ای که بهداشت عمومی رشد داشته باشه و بهش توجه کافی بشه و برنامه ریزی انجام شه و
آموزش بهداشت بطور وسیع انجام بشه درآمد پزشکان محترم هم کمتر و کمتر میشه!!!!!
بهمین دلیل لازمه که پست های بهداشتی به دست
پزشکان بیفته که کنترل لازم رو داشته باشن دیگه بیشتر از این نمیتونم در این مورد توضیحبدم چون
ممکنه .... ولی اگه یکم فکر کنید خودتون متوجه میشید و پرتقال فروش رو پیدا میکنید!!!
در مورد سومی یعنی تغیییر رشته مبارزه به حرفه ای باید یگم که دیگه اینقدر زدن توی سر بهداشت
عمومی که حتی دانشجویان مبارزه با بیماریها هم رغبت و انگیزه ای برای ادامه تحصیل توی این رشته رو
ندارن و چون میدونن آینده شغلی خوبی نخواهند داشت و میرن حرفه ای چون کنکورش خیلی راحت تر از
عمومی هست و چون بازار کار بسیار خوبی داره بنابرین شاید اکثرا بدون اینکه نسبت به حرفه ای علاقه
و میل داشته باشن فقط و فقط و فقط بدلیل بازار کار و اینده شغلی مناسب و کنکور نسبتا راحت و
ظرفیت نسبتا بالا میرن حرفه ای امتحان میدن اینو آمار نشون میده و فقط و فقط کسانی که به بهداشت
عمومی علاقه دارن ادامه میدن با وجود اینکه میدونن چه اینده ای دارن!!!!!!!!!
در مورد چهارمی هم اگه توضیحات اول و دوم رو بخونید متوجه میشید چرا در مقطع کارشناسی بهداشت
عمومی بازار کار خوبی نداره چون جایی نیست که بخواد فعالیت کنه مگه جاهای پایین و خلاصه عرض
کنم که جاهایی که دستش برای کارهای لازم به جایی بند نیست
در واقع توی بازار کار مدرک کاردانی مبارزه با بیماری ها با مدرک کارشناسی بهداشت عمومی تقریبا
هیچ فرقی نداره تازه مدرک کاردانی بیشتر بازار کار داره تا عمومی!!!!!
از عجایب خلقت !!!
یعنی کسی که میره ۲ سال اضافه تر درس میخونه فرقی با کاردانی نداره و تازه بعضی اوقات پایین تره!!
تازه این وسط بهورزان هم هستند (بهورز به کسی میگن که سواد دانشگاهی نداره و فقط طی یکسری
دوره های آموزشی ای که یک کارشناس بهداشت عمومی!!!!! مدرسش هست و برگزارش میکنه شرکت
میکنه و بعد در خانه های بهداشت روستایی کار میکنه) که با کاردانهای مبارزه
در رقابتند!!!! و حتی در مواقعی اونا رو سرخ میکنند!!!!!!!!!!!!
و اما در مورد پنجمی : خدا وکیلی یه سوال از مسولین وزارت بهداشت دارم
هدف از تربیت نیروی بهداشت عمومی چیه؟
اینه که یکی بره ۴ سال درس بخونه و بعد بیاد بشینه خونه؟ یا بره جایی کار کنه که ارتباطی با رشته
تحصیلیش نداره؟ یا جایی که در شان و منزلتش نیست کار کنه؟
چرا؟؟؟ چون عمومی خونده؟
خوب اگه اینجوریه چرا بیخودی وقت و هینه و سرمایه ملی رو به هدر بدیم و بیامی ۴ سال کارشناس
بهداشت عمومی تربیت کنیم ها؟
انرژی خودمونو روی بهورز های گرامی بزاریم و اونا رو به جای بهداشت عمومی به جامعه معرفی کنیم
و کارها رو بدست اونا بدیم؟ بهتر نیست؟
دیگه نیازی نیست کارشناس بره ۴ سال اصول پیشگیری و اپیدمیولوژی و خلاصه آموزش بهداشت و
دارو شناسی و مدیریت و تغذیه و... بخونه بعد ۴ سال بیاد مرکز بهداشت کارش صبح تا شب این یشه که
واکسن برای مردم بزنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در صورتی که اصول مصون سازی و واکسیناسیون فقط و فقط یک درس ۱ واحدی در مقطع کاردانی
هست که بچه ها میگذرونن و این فقط شامل کاربرد یکی از دروس بهداشت عمومی در جامعه میشه
به عبارتی همه واحد ها یک طرف و واکسیناسیون هم یکطرف!!!!!!!!!!!!
تازه الان مسولیت مبارزه با بیماریها(بخونید فقط واکسیناسیون!!!!
) در بعضی از مراکز به عهده یک
کاردان یا کارشناس بهداشت محیط یا کاردان مامایی یا .. هستش !!!!!!
خلاصه اینکه رسالت کارشناسی بهداشت عمومی چیه؟ فقط واکسن زدن و نظارت بر کار بهورز و تدریس
دوره های بهورزیه؟ همین!!!!
در صورتی که یک کارشناس بهداشت عمومی علاوه بر اینها خیلی کارهای دیگه هست که میتونه انجام
بده مثلا یکی از کارهای اساسی بهداشت عمومی سلامت روان هست
یعنی سلامت رفتار مردم یک جامعه-برنامه ریزی برای ارتقای سطح رفتاری مردم در زندگی-آموزش
مهارتهای روانی در زندگی!!- مشاوره روانی به مردم در مراکز- آشنا سازی مردم با اختلالات روانی
پیشگیری از بروز مشکلات روانی برای مردم جامعه- سالم سازی روانی جامعه
خدا وکیلی کدوم اینا انجام میشه؟
این هم فقط یکی دیگه از کارهایی بود که کارشناس بهداشت عمومی میتونه انجام بده ولی ......
ادامه بحث رو توی یه پست دیگه میگم
فعلا
خدا نگهدار
نظر یادتون نره
پیرو مطلب بیچاره شدم رفت باید عرض کنم که این ترم ۳ واحد باکتری شناسی داریم دو هفته پیش
استادمون خواست ازمون ۵ نمره میان ترم بگیره که همه بچه ها مخالفت کردیم و گفتیم
هفته آینده ! استادمون که گوشش به
این حرفها بده کار نبود داد برگه ها رو کپی گرفتن گفت هر کی میخواد امتحان بده!!
وقتی استاد رفت برگه ها رو بیاره همه بچه ها از کلاس زدیم بیرون و وقتی استاد اومد و با کلاس خالی
روبرو شد یه سر به حالت تاسف تکون داد به سمتخروجی سالن رفت بچه ها هم که فکر میکردند استاد
از امتحان منصرف شده و هفته آینده میگیره شروع به دست زدن و سوت کشیدن و خلاصه......
یه دفعه استاد رنگش پرید بابت حرکات ما توی سالن یک راست رفت سمت اموزش و مدیر گروه دانشکده و یه نامه به رئیس دانشکده نوشت رفت
هر چی به استاد گفتیم اشتباه کردیم بیا الان ازمون امتحان بگیر اصلا توجه کرد خلاصه اینطور شد که ۵
نمره از درس ۳ واحدی (یعنی ۱۵ نمره) از کفمون رفت و امتحان باکتری رو باید تز ۱۵ نمره امتحان بدیم
چند وقت پیش اخبار اعلام کرد که ضمن خدمت برای کاردانی به کارشناسی حذف شده این خبر برای
خیلی ها بد شد چون اگه سی با مدرک کارانی استخدام یک اداره باشه دیگه نمیتونه کنکور کارشناسی
شرکت کنه و همزمان هم کار کنه و هم درس بخونه و به اصطلاح پاره وقت بره دانشگاه یا باید مرخصی
دوساله بدون حقوق بگیره یا باید از اون اداره بیاد بیرون و بره ادامه تحصیل بده اول بره کارشناسیشو بگیره
بعد بره استخدام بشه این کار به این دلیل بود که اکثر کارمند هایی که میرفتن ضمن خدمت و ادامه
تحصیل میدادن اصلا سر کلاس نمرفتن و یا خیلی کم بهمین دلیل چیزی یاد نمیگرفتن و فقط مدرکشو
میگرفتم بهمین دلیل این قانون اومد تا هر کی کاردانی داره و استخدام هست باید بطور کامل بره سر
کلاس و مطالب رو کاربردی یاد بگیره که البته کار بسیار خوبی هم هست .
شرح ماجرا رو بعدا میزارم
توی این ایام عید اینقدر سرم شلوغ بود که نتونستم مطلب توی وبلاگ بزارم
اصلا نتونستم پای کامپیوتر بشینم
چند وقتی بود که به خاطر شرومع شدن ترم جدید و رسیدگی به درسها و کارهای خوابگاه و تهیه کتب
این ترم و سر و کله زدن با استادها برای تغییر کلاس و زمان و گرفتن نمرات امتحانات و خلاصه یکسری
مسائل نتونستم آپ کنم بهر حال از این به بعد هستم
اولین کلاسمون اپیدمیولوژزی بیماری های واگیر و غیر واگیر بود که با آقای دکتر کرمی داریم این ترم
ایشون پزشک عمومی و متخصص اپیدمیولوژی هستند
خلاصه استاد که سر کلاس اومد
خواست درس بده دید تعدادمون کمه گفت امروز در مورد درس و روش تدریس و خلاصه از خودم براتون
میگم.
بعد کلاس یه دوری توی دانشگاه زدم و با بچه ها یک شوخی و احوال پرسی و خلاسه از این حرفها تا
ظهر شد .
چون بچه ها کم اومده بودن کلاسامون هفته آینده تشکیل میشه
الان تهران هستم و دارم تعطیلات میگذرونم
چه حالی داد این چند روز توی تهران
کلی کتاب خریدم که خیلی جالبن
خلاصه خستگی ایام امتحانات از تنم در رفت
یه سر هم به داشنگاه صنعتی امیر کبیر زدم
که بعدا در وردش مینویسم
ولی یه چیزی بگم دانشگاه یعنی این نه دانشگاههای دیگه که فقط اسما دانشگاهن!!!!!!!!!!!!!!!
فعلا
راستی یه موقع نظر نزارین ها جیزه! خطرناکه!!!!!!
اولی که توی برف گرفتم مربوط میشه به موقعی که برف سنگینی اومد و مردم همه توی خونه کنار بخاری
نشسته بودن ولی من دوستم به سرمون زد که با دوچرخه بریم بیرون و دومی هم که عید پارسال گرفتم
که با دوستم رفتیم کوه با موتور و عکس گرفتم


1- بهبود حس بویایی: پس از ارتباط زناشویی ترشح هورمون پرولاکتین افزایش مییابد. این هورمون سبب میگردد تا سلولهای بنیادی مغز نورونهای جدیدی را در پیاز بویایی مغز ایجاد کنند . (در دوران شیردهی نیز این بهبودی حس بویایی در زنان مشاهده میگردد.
2- کاهش ریسک بیماریهای قلبی: داشتن بیش از 3 نوبت ارتباط زناشویی در طول هفته ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی را درمردان به نصف کاهش میدهد. ارتباط زناشویی کلسترول بد خون را نیز کاهش میدهد.
3- کاهش وزن و تناسب اندام: ارتباط زناشویی یک نوع فعالیت بدنی است. یک ارتباط زناشویی پرحرارت 200 کالری انرژی می سوزاند، یعنی معادل 15 دقیقه دویدن بروی دستگاه ترد میل(دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگیخته (از لحاظ جنسی) از 70 بار در دقیقه به 150 بار در دقیقه افزایش می یابد. انقباضات حین ارتباط زناشویی باعث تمرین و درگیر شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سینه میگردد. پلاسمای منی مردان حاوی هورمونهای تحریک کننده غدد تیروئید میباشد، که میتواند باعث افزایش متابولیسم پایه در زنان و کاهش وزن آنان گردد.
4- ارتباط زناشویی باعث افزایش تولید هورمون تستوسترون میشود: این هورمون باعث محکمتر شدن عضلات و استخوانها میگردد .
5- کاهش افسردگی: زنانی که از لحاظ ارتباط زناشویی فعال بوده و شوهر آنان نیز از وسیله ضد بارداری استفاده نمی کنند، کمتر مستعد افسردگی میباشند. هورمون پروستاگلاندین موجود در منی مردان بوسیله دستگاه تناسلی زنان جذب گردیده و باعث تعدیل هورمونهای زنانه می شود. منی مردان حاوی هورمونهای استروژن و پروژسترون میباشد که هر دوی آنها در بهبود خلق موثر میباشند. زنانی که در معرض منی شوهران خود قرار دارند (ارتباط زناشویی بدون وسائل) شادتر میباشند.
6- تسکین درد: درست قبل ازارگاسم (اوج لذت زناشویی) سطح هورمون اکسی توسین به 5 برابر سطح نرمال افزایش می یابد. این هورمون باعث ترشح آندورفین (ضد درد طبیعی بدن) گردیده و هرگونه دردی را تسکین میدهد. ارتباط زناشویی باعث ترشح هورمون استروژن نیز میگردد که میتواند دردهای قاعدگی (خون عادت) را کاهش دهد.
7- سرماخوردگی کمتر: افرادی که 1-2 بار درهفته ارتباط زناشویی با همسر خود دارند، سطح پادتن ایمنوگلوبین A در بدن آنها 30 درصد بیشتر میباشد. این امر باعث تقویت سیستم ایمنی بدن میگردد.
8- کنترل بهتر مثانه: ارتباط زناشویی تمرینات کگل طبیعی می باشند و باعث تقویت عضلات مثانه میگردد .
9- دندانهای سالم تر: پلاسمای منی (جذب شده از مخاط مهبل) حاوی روی، کلسیم و دیگر مواد معدنی میباشد که از پوسیدگی دندانها جلوگیری میکند. (البته بستگی به تغذیه شوهر هم دارد که از غذاهای حاوی مواد نگه دارنده و صنعتی استفاده نکند "رب کنسرو آبلیمو صنعتی و....انواع شربت سنیچ و...." و از غذای طبیعی بخورد و همچنین از آلودگی شهر که هر 30 دقیه اش معادل چند بسته سیگار است در امان باشد فعالیت سنگین بدنی نیز به آقایون توصیه می شود هم باعث لذت بیشتر می شود هم اینکه باعث جذب مواده طبیعی غذا در منی می شود) همچنین آداب برقراری ارتباط زناشویی (همانطوری که در روایات به آن اشاره شده )، همسران را ملزم به رعایت اصول اولیه بهداشت از جمله مسواک زدن دندانها میکند .
10- سلامت پروستات: برخی اورولوژیستها به رابطه میان تعداد انزال (خروج منی) و سرطان پروستات اعتقاد دارند. برای تولید مایع منی پروستات و کیسه منی موادی همچون روی، اسید سیتریک و پتاسیم را از خون میگیرند (غذا همیشه جذب خون می شود هرچیزی رانخورید ) و آنها را تا 600 برابر تغلیظ میکنند. در این بین هر عامل سرطانزای موجود در خون نیز ممکن است به همراه این مواد و به همین میزان در پروستات تغلیظ و انباشته گردد. ارتباط زناشویی و انزال مکرر میتواند از انباشته شدن عوامل سرطانزا در درون غده پروستات جلوگیری به عمل آورد. البته ثابت گردیده داشتن نزدیکی با چندین شریک (زنا، هوس رانی و بی بندوباری ) میتواند سرطان پروستات را در مردان تا 40 درصد افزایش دهد.
11- ارتباط زناشویی برای زنان بسیار خوب است: ارتباط زناشویی باعث سفت شدن عضلات شکم و باسن و بهبود ساختار قامتی در زنان میگردد. البته مشروط بر اینکه از بیماریهای مقاربتی ،حاملگی ناخواسته و هرگونه استرس خبری نباشد. (خانم عزیز آقای محترم روزی بچه با خداست پیامبر اکرم فرمودند: چه اشکال دارد مومن همسری بگیرد شاید خدا به او فرزندی عنایت کند وزمین را به یک گوینده لااله الاالله سنگین سازد ودر جای دیگر فرمودند: من به ازدیاد جمعیت امتم در روز قیامت به دیگر پیامبران مباهات می کنم . عزیزان البته مشروط به اینکه از پس تربیت دینی فرزند برآیید والا همان یکی هم زیادی است ولی سعی کنید که بشود. ) زنان یائسه ای که از ارتباط زناشویی امتناع می ورزند ممکن است دچار آتروفی (تحلیل) مهبل و مقاربت دردناک گردند. تمام هورمونهایی که زن یائسه به آنها نیاز دارند، از طریق ارتباط زناشویی سالم با شوهرش قابل دریافت میباشد. (ارتباط زناشویی بدون وسائل )
12- افراط (زیادی) در ارتباط زناشویی میتواند برای مردان دردسر آفرین باشد: آلت تناسلی مردان ممکن است دچار خراشیدگی و یا تحریک پوستی گردد. همچنین در ارتباط زناشویی خشن و طولانی مدت بافت آلت تناسلی مردان میتواند دچار آسیب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ (برانگیختگی) و انزال بی علت نیست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر میگردد. اما پس از آن دیگر خونی در آلت جریان نمی یابد. برای جذب مجدد اکسیژن عضلات آلت بایستی شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهید تا آلت شل شده و استراحت کند، با این کار عضلات آلت را از دریافت اکسیژن کافی محروم کرده اید. در بیماری پریاپیسم (priapism) که در آن نعوذ دائمی پدید می آید، آلت ممکن است دچار مرگ سلولی گردد. به همین خاطر پریاپیسم یک اورژانس پزشکی محسوب میگردد .
13- افزایش جریان خون: ارتباط زناشویی جریان خون به مغز و دیگر اعضای بدن را افزایش میدهد. بنابراین اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به ارگانهای بدن رسیده و مواد زاید نیز سریعتر از بدن دفع میگردند.(وذهن جوان برای درس خواندن و دیگر فعالیت های مثبت شکوفا می شود قابل توجه کسانی که می خواهند مملکت رشد کند!)
14- افزایش طول عمر: نرخ مرگ و میر درافرادی که 2 بار درهفته به ارگاسم (اوج لذت) میرسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه میکنند. (کسانی که به همسرتان سرد شده ایید بخاطر دیدن زنان اجنبیه در تلویزون و فاحشه خانه تهران و ......... دقت کنید)
15- ارتباط زناشویی باعث افزایش سطح هورمون استروژن در زنان میگردد: این هورمون باعث انعطاف پذیری و لغزندگی بیشتر مهبل شده و زنان را در برابر بیماریهای قلبی محافظت میکند.
16- ارتباط زناشویی در کاهش استرس و اضطراب بسیار موثر است: همچنین ارتباط زناشویی باعث بهبود کیفیت خواب میگردد.(کسانی که برای آرامش روبه مواد مخدر سیگار قرص اکس موسیقی، اس ام اس بازی و چت روی آوردید کسانی که برای بی خوابی قرص می خورید که ضرر فراوان دارد.کسانی که دیگر زندگی کردن برایتان مفهومی ندارد و می خواهید زود بمیرید کمی ترمز کنید دقت کنید درست همان چیزی که خدا در قرآنش فرمود:" از جنس خودتان برای همسرانی آفریدیم که مایه آرامش هم باشید" علم روز می گوید قرآن آن وقت بنده نوعی رو خوانی عربی اش را برای کسب ثواب چسبیده ام و کاری با احکامش ندارم به خود بــــــــــــــــــــــــــــیایــــــــــــــــــــــید)
17- ارتباط زناشویی چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه همسرتان برایتان اهمیت قائل بوده و دوستتان داشته باشد انشاء الله و در مقابل شما نیز برای وی اهمیت قائل بوده و دوستش داشته باشید، از لحاظ احساسی و جسمی نیز با یکدیگر صمیمی باشید (برای خدا و خالص) ، آنوقت 3-5 برابر کمتر در معرض خطر مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار خواهید داشت. بخشی از آن به خاطر اثرات مثبت لمس کردن میباشد. در آغوش گرفتن و نوازش کردن باعث تغییر در ترکیبات شیمیایی بدن شما میشود . درسنت اسلامی موارد و نکات علمی اش اشاره شد.
18- ارتباط زناشویی سالم در افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس زنان و مردان (خصوصا مردان ) میتواند تاثیر بسزایی داشته باشد.
چون اساسی به پیسی افتادم یعنی دیگه از همبرگر و کالباس و سوسیس و ساندویچ و پیتزا بگیرید تا
تخم مرغ و املت و برنج خالی تن ماهی و کنسرو و نان خالی خوردن و خلاصه هر چی غذای آماده
گیرمون میمد خوردیم حتی یه بار یه بسته همبرگر گرفتیم ۵۰۰ تومن!!!!!!!!
یعنی حساب کنین هر دانه ۱۰۰ تومان!!!! یعنی من توی این ۲ هفته ۴ کیلو وزن کم کردم!!!!!!!
یه بارم که زد به سرمون چلومرغ درست کنیم پوستمون دراومد به خدا اول که مرغ رو گرفتیم پر از چربی بود که من حالم از چربی و بوی مرغ بهم میخوره بعد که با بدبختی درستش کردیم گذاشتیمش توی ماهی تابه و با روغن سرخش کردیم
آقا مگه این مرغ پخته میشد انگار نع انگار!!! بعد از مدت زیادی سرخ شدن و سوختن دست با روغن
داغ! فهمیدیم که باید آب بریزیم روش و آب پزش کنیم .
امروز امتحان مدیریت و نظارت بر مراکز بهداشتی درمانی دارم
امتحان ساده ای هست
امیدوارم که خوب امتحان رو بدم
هنوز نمره درسها رو ندادن
امروز امتحان کلیات پزشکی دارم
احتمالا خوب بدم چون چیز زیاد سختی نداره البته امیدوارم استاد خوب سوال بده
ولی امتحان اولمو که اتگل شناسی بود رو افتضاح دادم
نمیدونم چرا اینطوری شد؟ژ
سر جلسه امتحان مغزم به مدت ۱۵ دقیقه قفل کرده بود
هیچی یادم نمیاومد
نمیدونم چم شده بود اصلا انگار هیچی نخونده بودم و چیزی یادم نمیومد در صورتی که ۲ دو دورش کرده
بودم حتی ساده ترین سوالات رو بلد
نبودم جواب بدم بهشون بد جوری هول کرده بودم اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم مخم داشت سوت
میکشید وقت هم همین جوری داشت میگذش و من مونده بئدم با یک عالمه سوال جواب داده نشده
عمق فاجعه به اینجا ختم نمیشه چون من ۲۰ سوال رو پناه بر خدا و شانسی زدم فکرشو بکنید سر
امتحان اصلی یه درس انگل شناسی که هر سوال ۳/ نمره داره من ۲۰ تا رو شانسی جواب دادم
برای خودم خنده دار بود این وضعیت از یه طرف داشت گریم میگرفت که نمیتونم به سوالات جواب بدم و از
طرف دیگه خندم گرفته بود که شانسی جواب میدم خلاصه یه دفه استاد گفت ۵ دقیقه بیشتر وقت ندارید
منم الکی همینجوری جواب دادم و برگه رو تحویلش دادم
امیدوارم که قبول شم و الا باید دوباره ترم بعد بگیرمش
خدا با صابرین است
انشاالله
امیدوارم که بتونم خوب امتحان بدم
فعلا
یا حق
درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند،
اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند.
) ضرب المثل سانسکریت (
در باره هر چه می گویی فکر کن،اما درباره هر چه فکر میکنی مگوی.
( کنفوسیوس)
اميدوارم هر جمله رو به دقت بخوني ويکي
دوثانيه راجع بهش فکر کني.......
1. I love you not because of who you are, but because of who I am when
I am with you..
من تو رو دوست دارم نه به خاطر تو...بلکه
به خاطرشخصيتي و ارزشي که زماني که با
توهستم پيدا مي کنم......
2. No man or woman is worth your tears, and the one who is, won't make
you cry.
هيچ مرد يا زني ارزش گريه هاي تو رو نداره
چون اگه داشت باعث اشک ريختن تو نمي شد.
3. Just because someone doesn't love you the way you want them to,
doesn't mean they don't love you with all they have.
اگه کسي با تو هم عقيده نيست وکاري رو که
تو علاقه داري اون دوست نداره به اين
معني نيست که خود تو رو هم دوست نداره...
4. A true friend is someone who reaches for your hand and touches your
heart.
يک دوست واقعي کسي هست که دستان تو رو
ميگيردو احساسات قلبي تو رو درک مي کند...
5. The worst way to miss someone is to be sitting right beside them
knowing you can't have them
بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که
دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي
بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي.
6. Never frown, even when you are sad, because you never know who is
falling in love with your smile.
حتي زماني که ناراحت هستي..اخم نکن
ولبخند بزن ..زيرا ممکنه کسي عاشق لبخند
تو بشه...
7. To the world you may be one person, but to one person you may be the
world.
براي تمام دنيا تو فقط يک نفري...ولي کسي
هست که تو براي او تمام دنيايي
8. Don't waste your time on a man/woman, who isn't willing to waste
their time on you.
وقتت رو با کسي تلف نکن ..که حاضر نيست
واسه تو وقت بذاره...
9. Maybe God wants us to meet a few wrong people before meeting the
right one, so that when we finally meet the person, we will know how to
be grateful.
شايد خدا مي خواد که تو آدم هاي مختلفي رو
قبل از ديدن اون شخصي که واقعا مال توست
ملاقات کني تا بالاخره وقتي اونو ديدي
شکر گزار باشي
10. Don't cry because it is over, smile because it happened.
وقتي اتفاقي مي افته گريه نکن.زيرا ديگه
تموم شده و اون اتفاق افتاده...پس بخند...
11. There's always going to be people that hurt you so what you have to
do is keep on trusting and just be more careful about who you trust
next time around.
هميشه اشخاصي وجود دارند که تورو ناراحت
کنند ولي تو نبايد اميد و اطمينانت روبه
همه از دست بدي...فقط براي دفعه ديگه
حواست رو جمع کن که چه کساني قابل اعتماد
هستند
12. Make yourself a better person and know who you are before you try
سعي کن پيشرفت کني ولي فراموش نکن قبلا
کي بودي.....
13. Don't try so hard, the best things come when you least expect them
to.
خيلي خودتو درگير نکن ..هميشه اتفاق هاي
خوب زماني مي افته که اصلا انتظارش رو
نداري...
14. Thank you for being a part of my life, whether you were a reason, a
season or a lifetime.
ا ز تو به خاطر اين که تبديل به قسمتي از
زندگي من شدي ممنونم حالا هرچي ميخواد
باشي :دليل زندگيم؟طعم زندگيم ياخود
زندگيم ...
REMEMBER: WHATEVER HAPPENS, HAPPENS FOR A REASON.
هميشه يادت باشه که در هر اتفاقي حکمتي
نهفته هست...
How many people actually have 8 true friends؟
چند نفر ازشما ميتونين ادعا کنين که هشت
نفر دوست واقعي دارين؟؟؟؟؟
Hardly anyone I know ! But some of us have all right friends and good
friends!!!
بعيده ! ولي بعضي از ما دوستاني داريم که
الحق دوستان خوبي هم هستند!!!!
You have been Tagged by the Green Dog!
چيزي که مسلمه شانس داشتي که يکي از
گيرندگان اين اي-ميل باشي....
You will Have Good Luck if you send this to 8 people or more and if
this is sent back to you then you are a true friend......
و شانس بهت رو مياره اگه اين اي -ميل رو
واسه حداقل 8 نفر بفرستي و بدون اگه
دوباره به خودت برگشت، يک دوست واقعي
براي تمام اون ها هستي....
( دکتر شریعتی )
به جای لعنت بر تاریکی یک شمع روشن کن.
( کنفو سیوس )
موانع را تنها زمانی خواهید دید که چشم از هدفتان بردارید.
( والش )
به مشکلاتتان بخندید تا همیشه موضوعی برای خندیدن داشته باشید.
( گرول )
غیر ممکن همان ناپیموده است.
( گود وین )
شکستی نیست جز دیگر تلاش نکردن.
( آلبرت هوبارد )
1- به من بگو نگو ، نميگويم ، اما نگو نفهم ، که من نمي توانم نفهمم ، من مي فهمم .
دکتر علي شريعتي
2- شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد .
کيم وو چونگ
3- اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .
مارکز
4- بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است .
برايان تريسي
5- در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است .
گوته
6- هر کجا مي روي ، با تمام قلبت برو .
؟
7- آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد ، آزادي خود ماه است که او را پايبند مي کند .
تاگور
8- سرمايه هاي هر دلي ، حرفهائيه که واسه گفتن داره .
؟
9- زنانيکه مي خواهند مرد باشند ، زناني هستند که نمي دانند زن هستند .
الکساندر دوما
10- شانس هرگز کافي نيست .
اندرو متيوس
11- دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب ترا لمس کند .
مارکز
12- قانون احتمالات يادت نره ، بلاخره يک نفر خواهد گفت بله .
آنتوني رابينز
13- اگر فکر مي کنيد که موفق مي شويد يا شکست مي خوريد، در هر دو صورت درست فکر کرده ايد .
آنتوني رابينز
14- وقتي انسان آرامش را در خود نيابد ، جستجوي آن در جاي ديگر کار بيهوده اي است .
لارو شفوکو
15- در تاريخ جهان ، هر لحظه عظيم و تعيين کننده ، پيروزي نوعي عشق است .
امرسون
16- دنبال کسي نگرد که بتواني با او زندگي کني ، دنبال کسي باش که بدون او نتواني زندگي کني .
؟
17- عشق ، فراموش کردن خود دروجود کسي است که هميشه و در همه حال ما را به ياد دارد .
؟
18- عشق يعني ترس از دست دادن تو .
ايتاليائي
19-موفقيت ، يک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ريختن .
توماس اديسون
20- مهم اين نيست که در کجاي اين جهان ايستاده ايم ، مهم اين است که در چه راستايي گام بر مي داريم .
هولمز
21- سعي نکنيم بهتر يا بدنر از ديگران باشيم ، بکوشيم نسبت به خوذمان بهترين باشيم .
مارکوس گداوير
22- مغز ما يک دينام هزار ولتي است که متاسفانه اکثرمان بيش از يک چراغ موشي از آن استفاده نمي کنيم .
ويليام جيمز
23- تنها بنائي که هر چه بيشتر بلرزه ، محکمتر مي شه ، دله
؟
دارم سیستمم رو درست میکنم چون یه ویروس به اسم saliti سیستمم رو داغون کرده و تسک منیجر و
رجیستری رو غیر فعال کرده حتی با فرمت کردن درایو هم برمیگرده
دارم دیونه میشم!!!!!!!
توی این اوضاع اپیدمیولوژی خوندن هم عالمی داره چون هر چی میخونم بعدش یادم میره
البته اگه انگل شناسی هم بهش اضافه کنم و آمار حیاتی رو هم چاشنی کار !!!
دیگه محشر میشه به خدا که اصلا بیا و ببین نمیدونم میخوام با این امتحانات چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمره بالای ۱۶ پیشکش حداقل نیفتم !!![]()
امروز که اخبار رو نگاه میکردم و حمله وحشیانه اسرائیل غاصب رو میدیدم واقعا به حال کشورهای عربی
افسوس میخوردم که چطوری بر و بر وایسادن و حتی جرات اعتراض صریح و رک رو هم ندارن و فقط تلویحا
اعتراض میکنن اونم با احتیاط !! نمیدونم اگه این اتفاق برای خودشون می افتاد چه انتظاری از
هم نژاد اشون داشتن .... ؟؟؟ جدا برای این مردم خیکی و شکم گنده که فقط بلدن از پول نفت
استفاده کنن و یه مصرف کننده بیخود باشن متاسفم
به قول امام خمینی (اگه جملش رو درست گفته باشم):
اگه هر مسلمان یه سطل آب بریزه رو اسرائیل
اسرائیل رو آب میبره!!!!
ولی این عربهای بی خاصیت فقط بلدن جلسه بزارن و بعدشم هیچی................
من به عنوان یک دانشجو حمله وحشیانه و نسل کشی اسرائیل غاصب
رو به مردم بی دفاع غزه شدیدا محکوم میکنم
و امیدوارم یه روزی این عربهای ...........!!!!!!
به خودشون بیان که دیر
نباشه البته اگه دیری وجود داشته باشه