
ازدواج يکي از اساسي ترين و مطلوب ترين نياز هاست.انسان براي بقاء و تداوم زندگي
يکسري نيازهاي جسماني وفيزيولوژي مانند نياز به آب ،غذا،جنس مخالف و ... دارد
و ازنظر رواني نياز به ايمني ،محبت، عزت نفس و... دارد براي اينکه بهداشت وسلامت
جسمي ورواني انسان تأمين شودلازم است که بنحو مطلوب ودر زمان مناسب به
برآورده ساختن نيازهايش اقدام کند مثلاً براي تأمين سلامت جسمي تنها پر کردن
شکم کافي نيست بلکه استفاده از تمام گروههاي غذايي به نسبت مورد نياز ضروري
بنظر ميرسدو تمام گروهها اعم از نان، غلات، لبنيات، پروتئين و... بايد در سبد
غذايي خانوار گنجانده شود.بنابراين کيفيت غذاها از نظر ارزش غذايي وسالم
بودن حائز اهميت است.براي تأمين بهداشت وسلامت رواني داشتن فردي که
بتواند بعنوان حامي، همدل ،همراز وهمسر باشد از اهميت زيادي برخوردار است
. و همهي اين شرايط را ميتوان در يک ازدواج منطقيواصولي مهيا کرد
پس لازم است در زمان مناسب به اين نياز بنيادي که موجب آرامش جان وانبساط
خاطر است وشرط لازم براي کمال وکامل شدن است بنحو مطلوب پاسخ گفت
. سن ازدواج وهنگامه آن بستگي به شرايط وموقعيت فردي دارد و بطور کلي ميتوانيم
بگوئيم که هنگامي که فرد از نظر جسماني(که با ترشح هورمونهاي جنسي در
خون و رشد ونمو بدني وتغييرات جسمي آغاز ميشود) ازنظر شناختي
(کفايت عقلاني ،توانايي ارزيابي مسائل،استقلال فکري،
وهمچنين کسب مهارتهاي زندگي)از نظر رواني اجتماعي
(رشد عاطفي، توانايي محبت کردن ومورد محبت واقع شدن ،توانايي
برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ودرک اين موضوع که هر انساني
بخاطر داشتن ويزگيهاي ژنتيکي و محيطي متفاوت، منحصر بفرد است)
به بلوغ مي رسد زمان مناسبي است که به اين پيوند مقدس وپر رمز و
راز بيانديشد پيوندي که آرامشگر جان وتضمين کننده سلامت روان است و
براي اينکه اين بستر فراهم شودبايد در انتخاب همسر که يکي از مهمترين
وبنياديترين انتخابهادر زندگي است دقت کافي مبذول داشت هماهنگي
وهمسويي داوطلبان ازدواج در همهي زمينهها از جمله تحصيلات ، سن، اعتقادات،
طبقه اجتماعي واقتصادي، خصوصيات اخلاقي،سلامت وپاکي نفس،سلامت
رواني وتعادل عاطفي و....بسيار حائز اهميت است که البته نه بطور آرماني
بلکه بصورت واقعي ومنطقي بايد مد نظر قرار داده شود علاوه بر همسويي
در جهات مختلف که مطرح شد وجود علاقه ومحبت بين طرفين نيز بعنوان
يک نياز اساسي مطرح است چرا که ممکن است همه شرايطتناسب و
هماهنگي رعايت شود ولي علاقهبين داوطلبان ازدواج وجودنداشتهباشدوهرچندکه
درزندگي تفاهم داشته باشند وپدر ومادر خوبي شوند ولي مسلماً
بهداشت رواني آنها تأمين نشده وهمين مسأله موجب ارضاء نشدن نياز
عاطفي زوجين شده و اين عدم رضايت کم کم منجر به ايجاد مشکلات
روحي ورواني مثل اضطراب ،افسردگي و سرخوردگي در فرد مي گردد و
هدف اصلي ازدواج را که همان رسيدن به آرامش وکمال است تأمين
نمي کند پس وجود علاقه براي يک ازدواج مطلوب وحساب شده
شرط لازم وضروري است داوطلبان ازدواج مي توانند با احراز همسويي
وهماهنگي در زمينههاي ياد شده در اولين فرصت اقدام به ازدواج نمايند و به اين طريق طبيعيترينوبحقترين نيازخود را پاسخ دهند.